تبليغاتX
با کره اسبهای باد که شمعدانی را می نوشند
 تأثیر یک پوستر از شلیک یک گلوله بیشتر است
فرهنگ > تجسمی  - برخلاف دو‌سالانه‌های کاریکاتور و پوستر تهران که با حواشی بسیاری همراه بود، سومین دوسالانه گرافیک جهان اسلام بدون این مشکلات دوم آبان در مؤسسه صبا آغاز به کار کرد.

مریم آموسا- برخلاف دو‌سالانه‌های کاریکاتور و پوستر تهران که در ماه‌های گذشته با حواشی بسیاری همراه بود و برخی از داوران و هنرمندان از حضور در این دوسالانه‌ها انصراف دادند، دوسالانه گرافیک جهان اسلام با چنین مشکلاتی روبه‌رو نشد.

سومین دوسالانه گرافیک جهان اسلام عصر روز شنبه در مؤسسه صبا آغاز به کار کرد. در سومین دوسالانه جهان اسلام آثار 565 هنرمند ایرانی و 247 هنرمند جهان اسلام در 3 بخش پوستر، طرح روی جلد و نشانه با هم رقابت می‌کنند. این برای نخستین بار است که طرح روی جلد و نشانه در این دوسالانه راه یافته و مورد داوری قرارگرفته است.

همزمان با برپایی سومین دوسالانه گرافیک جهان اسلام، دهمین دوسالانه بین‌المللی پوستر تهران در موزه هنرهای معاصر در حال برگزاری است. متولی برگزاری این دوسالانه فرهنگستان هنر است.

آثار سومین دوره دوسالانه گرافیک جهان اسلام را آیدین آغداشلو، مصطفی اسداللهی، ابراهیم حقیقی، مصطفی گودرزی و حبیب‌الله صادقی داوری کرده‌اند.

سهراب هادی: گرافیک در ایران در خدمت تبلیغ کالا در آمده
سهراب هادی مدیر هنری و مشاور هنری صبا در گفت‌وگو با خبر برپایی دوسالانه گرافیک جهان اسلام را زمینه‌ای برای بروز جلوه‌های جدیدی از خلاقیت هنرمندان گرافیک جهان اسلام عنوان کرد و ابراز داشت اگر دوسالانه‌های هنری استمرار نداشته باشند، موجب خشک شدن انگیزه‌های هنرمندان خواهد شد.

وی از انگیزه آفرینش به عنوان یکی از مهمترین اهر‌م‌هایی یاد کرد که نگاه هنرمندان را معطوف به مسائل اجتماعی می‌کند و زمینه خلق آثار ارزشمندی را فراهم می‌‌کند.

به گفته این هنرمند برپایی دوسالانه گرافیک جهان اسلام، زمینه رقابت هنرمندان مسلمان را پیرامون مسائلی که با آن روبه‌رو هستند را فراهم می‌کند و موجب می‌شود که به مسائلی چون صهیونیست تنها از منظر سیاسی توجه نشود.

این گرافیست با انتقاد از نگاه دولتی که بهایی برای هنر گرافیک قائل نیست، گفت: گرافیک از قابلیت‌های بسیاری برخوردار است و از این هنر می‌توان برای تعالی جامعه بهره برد هر چند که در کشور ما این هنر تنها در خدمت تبلیغ کالا و نظام سرمایه‌داری در آمده است.

هادی با اشاره به ضرورت سفارش سوژه‌ای متناسب با فرهنگ به گرافیست‌ها، یادآور شد: وقتی جامعه به سمتی می‌رود که به یک گرافیست سفارش فرهنگی داده نمی‌شود، بی‌شک آن گرافیست برای تأمین زندگی به سمت خلق اثری که تنها مبلغ جامعه صنعتی است، سوق داده می‌شود و از کار فرهنگی باز بماند.

صاحب سفارش، گرافیست و جامعه مصرف چرخه هنر گرافیست را تشکیل می‌دهند و زمانی که سفارش‌دهنده دستگاه‌های دولتی باشد و موضوع‌های ارزشی را به هنرمندان پیشنهاد کند، در آن صورت می‌توان با بهره‌گیری از این هنر، برای بهبود فضای جامعه و ناهنجاری آن گام برداشت.

وی با اشاره به نگاه برخی از منتقدان دوسالانه گرافیک جهان اسلام که مختص کردن این جشنواره را تنها به جهان اسلام از معایب و ضعف‌های این دوسالانه عنوان می‌کردند، گفت: اما تداوم و استقبال هنرمندان مسلمان از سراسر جهان از این دوسالانه موجب شد که نوع نگاه‌ها به این حرکت فرهنگی، هنری و دینی تغییر کند.

مشاور هنری مؤسسه صبا گفت: هنرگرافیک در بطن جامعه شکل می‌گیرد و بی‌شک متأثر از وقایع پیرامون خالق اثر است و وقایع اخیر ایران نیز دستمایه خلق آثار ارزشمندی برای هنرمندان این رشته هنری بوده است.

 در چنین شرایطی، آثاری که خلق شده‌اند به هیچ وجه سفارشی نبوده و نیستند و خود هنرمند هم سفارش‌دهنده و هم اجرا‌کننده اثر بوده است.

به گفته این هنرمند هنر گرافیک ایران قدمتی بیش از4 دهه دارد و باید از هنرمندانی چون «محمود جوادی‌پور» پدر گرافیک ایران و «مرتضی ممیز» به دلیل تلاش‌های ارزشمندشان در این رشته قدردانی کرد.

وی گرافیک ایران را در دوره‌های نخستین متأثر از گرافیست‌های لهستان و آمریکا عنوان کرد که کم‌کم راه خود را پیش گرفت.

هادی معتقد است، مسئولان فرهنگی باید پیشنهاد‌دهنده اصلی هنر گرافیک باشند و مثلاً با طرح سوژه‌هایی چون محترم شمردن آزادی‌های فردی و اجتماعی و یا توزیع عادلانه ثروت، فضای جدیدی در جامعه به وجود بیاورند.

سهراب هادی تأثیر یک پوستر گرافیکی را از شلیک یک گلوله توسط یک اسلحه بسیار بهتر می‌داند.

این هنرمند از ادبیات به عنوان مبدأ اصلی گرافیک یاد می‌کند و معتقد است کلمات قصار بزرگان از جمله سخنان امام راحل می‌تواند از سوی دستگاه‌های فرهنگی به هنرمندان گرافیک پیشنهاد و زمینه خلق آثار ارزشمندی فراهم شود.

به گفته این هنرمند با اینکه گرافیک در ایران قدمتی بیش از 4 دهه دارد اما هنوز مردم شناخت درستی درباره این هنر ندارند و بارها پیش آمده که وقتی فردی از من می‌پرسد که شغلت چیست و من در پاسخ می‌گویم که گرافیست هستم آن را هم‌ردیف با ترافیک می‌داند و مثلاً از من می‌خواهد که یک طرح ترافیکی برای او بکشم.

در چنین شرایطی است که ضرورت حمایت‌های دولتی بیش ازط پیش از این هنر احساس می‌شود.

فرزاد ادیبی هم که در 3 بخش پوستر، طرح روی جلد و نشانه در سومین دوسالانه گرافیک جهان اسلام شرکت کرده است، آثار ارائه‌شده در سومین دوره این دو‌سالانه را در مقایسه با دوره‌های پیش، بهتر عنوان کرد و یکی از مهمترین ویژگی‌های این دو سالانه را منظم بودن زمان آن عنوان کرد و این موضوع را مرهون مدیریت خوب فرهنگستان هنر دانست.

به گفته این هنرمند، افزودن بخش‌های جدید طرح روی جلد و نشانه در این دوسالانه از اتفاقات قابل تأمل این دوره دوسالانه گرافیک جهان اسلام محسوب می‌شود و این دو بخش قابلیت این را دارند که خود به تنهایی موضوع یک دو‌سالانه باشند.

وی یکی از مهمترین عواملی که موجب می‌شود گرافیست‌ها به سمت طراحی روی جلد کتاب گرایش پیداکنند را کاهش پیشنهاد پوستر عنوان کرد و گفت: بی‌شک هریک از این 2 رسانه قابلیت و امکانات خاص خودشان را دارند، مثلاً پوستر به خاطر قطع‌اش امکانات بیشتری در اختیار هنرمند قرار می‌دهد و طرح روی جلد کتاب مانایی بیشتری دارد.

فرزاد ادیبی هنر گرافیک را از هنرهایی عنوان کرد که در بطن جامعه نفس می‌کشد و همواره توانسته است که همگام با جریانات اجتماعی و فرهنگی پیش برود.

 او از وقایع اخیر ایران نیز به عنوان یکی موضوعات روز یاد کرد که بر هنرمندان گرافیست ایرانی و جهان تأثیر عمیقی گذاشته است. به گفته این هنرمند اگر فضا و امکاناتی فراهم شود، بی‌شک در میان آثاری که متأثر از شرایط جدید ایران خلق شده‌اند، شاهد آثار ارزشمندی خواهیم بود.

این مطلب در خبر آن لاین و روزنامه خبر منتشر شده است.

لینک مطلب تأثیر یک پوستر از شلیک یک گلوله بیشتر است

|+| نوشته شده توسط مریم آموسا در چهارشنبه ششم آبان 1388  |
 مجسمه ساز کنار خیابان
وقتی در خیابان کارگر از کنار موزه هنرهای معاصر تهران رد می شویم با مجسمه سازی رو به رو می شویم که فارغ از هیاهوی خیابان، مشغول ساخت وعرضه مجسمه با سیم های مفتولی است.

اکبر فضلی پناه مجسمه سازی را از پنج سال پیش به طور اتفاقی شروع کرده و تشویق نسل جوان به ویژه دانشجویان هنر ومعماری، موجب دلگرمی او شده است، به طوری که در این پنج سال توانسته هم با مردم ارتباط برقرار کند و هم مخارج خانواده اش را تامین کند. حتا توانسته با ساخت مجسمه های بزرگ با مفتول سفارش های چند میلیونی هم دریافت کند.

او پیش از این، سال ها در کارگاه های چاپ سیلک، جوشکاری، قالب سازی و سماور سازی مشغول کار بوده، اما به دلیل جو موجود در محیط کار و میل شدید به مواد مخدر، تصمیم می گیرد فضای کاری اش را تغییر دهد و در خماری های پس از ترک، تکه سیم مفتولی پیدا می کند و مجسمه سازمی شود.

در مجسمه های او زن ها قد بلندی تری دارند یا در جایگاه بالاتری ایستاده اند. این موضوع اتفاقی نیست. " زن ها روح بزرگ تری دارند و در روزهایی که همه مرا ترک کردند، همسرم تنها کسی بود که مرا رها نکرد."

فضلی پناه، خود را استاد بی استاد مجسمه های مفتولی می داند. او روزها بدون هیچ چشم داشتی، مجسمه سازی با مفتول را به علاقمندان آموزش می دهد و معتقد است وقتی در هنرمجسمه سازی دست زیاد شود و مردم بیشتر با این هنر درگیر شوند، مجسمه سازی گسترش می یابد و مردمی می شود.

او بیشترمجسمه هایش را با فیگورهای مختلف انسانی می سازد و مردم را منبع الهام کارهایش می داند. برخی روزها نیز به مزارع کشاورزی نزدیک محل اقامتش در ورامین می رود تا هنرش بی روح و خشک نباشد.

بیشتر کارهای او در خیابان و در پیاده رو شکل می گیرند اما به دلیل وزن وحجم زیاد شان در خانه اش در ورامین ساخته می شوند.

ابراهیم اصغری، دانشجوی اخراجی دانشکده صدا و سیما، هم که در حاشیه خیابان با اکبر فضلی پناه آشنا شده، از این هنرمند خیابانی فیلم مستندی ساخته که هنوز اجازه اکران نیافته است.

او تاکنون در قالب چهار نمایشگاه انفرادی مجسمه هایش را به نمایش گذاشته است. نخستین مشوق او در برگزاری نمایشگاه، بهروز فائقیان مدیر روابط عمومی خانه فرهنگ ابوسعید بوده است که به طور اتفاقی با او و مجسمه هایش در حاشیه خیابان آشنا شده و روی فروش چند میلیونی آنها حساب کرده است.

او قصد ندارد در هیچ شرایطی کار درپباده رو را تعطیل کند. معتقد است تنها استاد او مردم هستند. می گوید: وقتی کنار خیابان می نشینم و مجسمه می سازم، مردمی که از کنارم می گذرند، گاهی با من همکلام می شوند و مرا هنرمند خطاب می کنند. در این مواقع است که احساس هنرمند بودن می کنم و رسالتم را دراین می بینم که میان مردم باشم.

 

پس از خواندن این گزارش برای دیدن مولتی مدیای که براساس عکس هایی که از مجسمه های فضلی پناه و روایت اش ساخته ام به لینک مراجعه کنید. این مولتی مدیا در سایت جدید آن لاین منتشر شده است.

مجسمه ساز کنار خیابان

|+| نوشته شده توسط مریم آموسا در سه شنبه چهاردهم مهر 1388  |
 متاسفم که امروز نمی توانم به استادیوم بروم
کمتر از ۲ ساعت دیگر داربی ۶۷ در استادیوم آزادی آغاز می شودُ با اینکه من در خانواده ای ورزشی بدنیا آمدم که اتفاقا تعصب  زیادی هم به تیم استقلال دارند اما در سالهای اخیر خیلی کم پیش آمده که برای تماشای فوتبال پای تلویزیون نشسته باشم. 

 شاید مهم ترین دلیلش این باشد که دیگر فوتبال و تماشای آن هیچ هیجانی برای من ندارد.

اما امروز بزرگترین حسرت زندگیم این است که چرا پسر نیستم و نمی توانم بروم  استادیوم تا خودم شاهد این بازی بزرگ باشم.

بازی که در ظاهر در ۲ نیمه و یا وقت اضافی به پایان می رسد اما حواشی آن که در واقع که اصل مطلب هم  است بااهمیت تر است.

 

 برای بیشتر کسانی که امروز به استادیوم آزادی رفته اند پیروزی تیم محبوب شان از اهمیت کمتری برخوردار است بی شک بیش از هر زمانی ورزش ما سیاسی است و تمام کسانی که از دیشب و امروز برای تماشای این بازی بزرگ به استادیوم آزادی رفته اند همه برای فریاد آرمان های سبز به استادیوم رفته اند.

البته نباید منکر حضور نیروی های ویژه و لباس شخصی ها در استادیوم بود که انها نیز هدف های خود را دنبال می کنند.

در هرصورت حسرت عدم حضورم در استادیوم آزادی برای همیشه در دلم باقی خواهد ماند اما امیدوارم که طرفدران ۲ تیم که تعداد زیادی از آنها برای حمایت جنبش سبز به استادیوم رفته اند در صحت و سلامت به خانه هایشان بازگردند.

 

|+| نوشته شده توسط مریم آموسا در جمعه دهم مهر 1388  |
 مادر بزرگ قصه هام رفت
امشب مادر بزرگ قصه هام برای همیشه به خواب رفت.

 

|+| نوشته شده توسط مریم آموسا در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388  |
 بیانیه جمعی از شاعران و نویسندگان ایران در اعتراض به خشونت های رخ داده علیه مردم در وقایع اخیر

 

بهشت من جنگل شوکران هاست

و شهادت مرا پایانی نیست

                                          احمد شاملو

حقیقت گاهی آن‌چنان تلخ است که به سختی می‌توان با آن رو‌به‌رو شد.حقیقت ستمی که در حوادث اخیر بر مردم به ویژه جوانان این مرز و بوم رفته چنین است. خبر وقایعی که به دنبال اعتراض‌های قانونی مردم و جوانان اين سرزمين در بازداشتگاه‌‌ها و زندان‌ها رخ داد، هرچند بی‌سابقه نبود،  اما به سبب وسعت و شدتی که داشت، اهل فرهنگ و ادب را بيش از پيش متاثر ساخت. تجاوز به شرافت و حیثیت جوانان پرشور این سرزمین تنها نشان از عناد بایک حزب یا گروه خاص ندارد و نمی‌توان آن را در لوای درگیری دوجناح سیاسی برای انتخاب شدن یا نشدن در انتخابات توضیح داد، بلکه چنین حادثه ای نشان دهنده دشمنی با مردمی است که سابقه چند هزار سال تمدن و فرهنگ جایگاه والاي ايشان را در جهان مشخص کرده است. ما شاعران و نویسندگان امضاء کننده این متن از قربانیان این فجایع و خانواده هایشان دلجویی می کنیم و جسارت‌شان را در بازگویی آن‌چه بر ایشان رفته، می ستاییم  و به کسانی که با اعلام این فجایع و پیگیری آن مصلحت مردم را بر مصلحت خود مقدم دانسته اند آفرین می‌گوییم و بر سر آن‌ها که با هر مصلحتی در برابر این فجایع سکوت کرده‌اند فریاد می زنیم که وجدان انسانی‌تان کجا رفته است؟! کتمان این فاجعه از سوی هر کسی ظلمی‌ست که در حق شرافت انسانی روا می‌شود و راهی‌ست که برای مرتکبین ،جهت تکرار آن گشوده می‌شود ،چه بسا کسانی که امروز با سکوت خود مهر خاموشی بر این فجایع می‌گذارند فردا خود و خانواده‌هایشان قربانی ارتکاب چنین عمل شنیعی باشند و شک نداریم حتا اگر امروز همه کسانی که دستشان آلوده‌ي اين زشت‌كاري‌هاست،  با هر ابزاری امکان کتمان این وقایع را فراهم کنند؛تاریخ و آینده به بهترین شکل پاسخ آن‌ها را خواهد داد .

بكتاش آبتين(شاعر)، شبنم آذر(شاعر)، م.آذر‌فر(نقاش و شاعر)، سعيد آرمات(شاعر)، محمد آشور(شاعر)، شمس آقاجاني(شاعر)، علي آموخته‌نژاد(شاعر)، مریم آموسا(شاعر و روزنامه‌نگار)، ياشار احد صارمي(شاعر)، سوري احمد‌لو(شاعر)، كبوتر ارشدي(شاعر)، مهدي استعدادي‌شاد(داستان‌نويس)، علي‌ اشرف‌درويشيان(داستان‌نويس و محقق)، سامان اصفهاني(شاعر)، زهره اكسيري(مترجم)، هوشيار انصاري‌فر(شاعر و مترجم)، علي‌ باباچاهي(شاعر و منتقد)، علي‌رضا بابايي(شاعر)، فرهاد بابايي(داستان‌نويس)، مهناز بديهيان(شاعر)، رضا براهني(شاعر، منتقد و داستان‌نويس)، كامران بزرگ‌نيا(شاعر)، موسي بندري(شاعر و داستان نویس)، محسن بوالحسني(شاعر)، سيمين بهبهاني(شاعر)، علي بهبهاني( نويسنده و محقق)، علي‌رضا بهنام(شاعر)، بيژن بيجاري(داستان‌نويس)، روشنك بيگناه(شاعر)، كوشيار پارسي(داستان‌نويس)، ناصر‌ پاكدامن(نويسنده و محقق)، يونس تراكمه(داستان‌نويس)، رويا تفتي(شاعر)، محمد تنگستاني(شاعر)، مليحه تيره‌گل(شاعر)، مجید تیموری(شاعر و داستان‌نویس)، مرتضي ثقفيان(شاعر)، سپيده جديري(شاعر)، نوشين جعفري(روزنامه‌نگار)، مهري جعفري(شاعر)، شاپور جوركش(شاعر و منتقد)، رضا چايچي(شاعر)، چوکا چکاد(شاعر)، معصومه چوپانی(داستان‌نویس)، علی‌اصغر حاج‌سید‌جوادی(نويسنده و محقق)، فرخنده حاجي‌زاده(شاعر و داستان‌نويس)،حسن حسام(داستان‌نويس)، محسن حسام(داستان‌نويس)، مينا حسني(شاعر)، پرويز خائفي(شاعر)، منصور خاكسار(شاعر)، نسيم خاكسار(داستان‌نويس)، ابو‌تراب خسروي(داستان‌نويس)،اسماعيل خويي(شاعر)، محسن خيمه‌دوز(منتقد)، شهناز دارابيان(شاعر)، شيرين‌دخت دقيقيان(داستان‌نويس)، آزاده دواچي(شاعر)، خسرو دوامي(داستان‌نويس)، حسين دولت‌آبادي(داستان‌نويس)، رسول رخشا(شاعر)، فروغ رخشا(شاعر)،مرضيه رسولي(روزنامه‌نگار)، پویا رفوئی منتقد مترجم  آناهيتا رضايي(شاعر)، يدالله رويايي(شاعر)، فريبرز رييس‌دانا(نويسنده و فعال حقوق بشر)، ايرج زبردست(شاعر)، ناصر زراعتي(داستان‌نويس)، ناصر زر‌افشان(نويسنده و حقوق‌دان)، رويا زرين(شاعر)، علي زرين(شاعر)، محمد زندي(شاعر)، فرامرز سدهي(شاعر)، اكبر سردوزامي(داستان‌نويس)، سعيد سلطاني طارمي(شاعر)،پیمان سلطانی(شاعر و موزیسین)، بابك سليمي‌زاده(شاعر)، رضا شمسي(شاعر)، ليلا صادقي(داستان‌نويس)، حميد صدر(نويسنده و محقق)، عباس صفاري(شاعر)، ايرج صف‌شكن(شاعر)، مهدي صمداني(شاعر)، مسيح طالبيان(شاعر)، رضا عامري(داستان‌نويس و مترجم)، پويا عزيزي(شاعر)، محسن عمادي(شاعر)، حسين فاضلي(شاعر) ،حسين فاضلي(نانام)(شاعر و سينماگر)، ليلا فرجامي(شاعر)، بهاره فريس‌آبادي(شاعر)، بنفشه فريس‌آبادي(شاعر)،رضا قاسمي(داستان‌نويس)، عزت‌الله قاسمي(شاعر)، علي قنبري(شاعر)،داريوش كارگر(نويسنده و محقق)، ياسمن كاظمي(شاعر)، زیبا کرباسی(شاعر)، بهزاد كشميري‌پور(داستان‌نويس)، شيما كلباسي(شاعر)، منصور كوشان(شاعر)، محمود كوير(شاعر و داستان نویس)، سعدي گل‌بياني(شاعر)، لیلی گله داران(شاعر)، زهرا گنجي(شاعر)، سجاد گودرزي(شاعر)، شمس لنگرودي(شاعر، داستان نویس و محقق)، جواد مجابي(شاعر، داستان‌نويس و محقق)، رباب محب(شاعر)، آذر محلوجيان(مترجم)، مهرنوش محمد‌زاده(روزنامه‌نگار)، محمد محمد‌علی(داستان‌نويس)،رضا مرادی اسپیلی(مترجم و روزنامه‌نگار)، محمد‌حسين مرتجا(شاعر)، مهرنوش مزارعي(داستان‌نويس)، علي مسعودي‌نيا(شاعر و روزنامه‌نگار)، وریا مظهر(و.م.آیرو)(شاعر و نویسنده)، اكبر معصوم‌بيگي(نويسنده و محقق)، داريوش معمار(شاعر)، شهاب مقربين(شاعر)، الهام ملک‌پور(شاعر)، شهریار مندنی‌پور(داستان‌نویس)، حسن موذن‌زاده(داستان‌نويس)، بهزاد موسايي(نويسنده و محقق)، حافظ موسوي(شاعر)، گراناز موسوي(شاعر)، علي‌شاه مولوي(شاعر)، باقر مومني(نويسنده و محقق)،  داريوش مهبودي(شاعر)،نعمت ميرزا‌زاده(م.آزرم)(شاعر)، افتخار نبوي‌نژاد(مترجم)، امیر نجات‌حسینی(شاعر)، مينو نصرت(شاعر)، آرش نصرت‌اللهي(شاعر)، مجيد نفيسي(شاعر)، علي نگهبان(داستان‌نويس)، پروين نگهداري(شاعر)، ياسر نوروزي(منتقد و روزنامه‌نگار)، پرتو نوري‌علا(شاعر)، حسين نوش‌آذر(داستان‌نويس)، مازيار نيستاني(شاعر)، پيمان وهاب‌زاده(شاعر)، فرزاد هاشم‌پور(داستان‌نویس)، افشين هاشمي(شاعر)، گلاله هنري(شاعر)، مهدی یزدانی‌خرم(داستان‌نویس وروزنامه‌نگار)،  مهناز يوسفي(شاعر)



|+| نوشته شده توسط مریم آموسا در جمعه سیزدهم شهریور 1388  |
 من از بارش نمی افتد
دست ها از حنجره بیرون می کشدم

کششی است مبان من و تو

دست هایت از ناگهان عبورُ حلقه می شوند

انگشت ها در سوز زمستانی

ریه ها از تهی اکسیژن

بالا می آورند

ضربانی که از تیک تاک

می نمی افتد

ناقوس ها را بزنید

صدا ها از حنجره پرتاب می شوند

سرخی که آسفالت خیابان را شناور می نمی شود

من از بارش نمی افتد

که سازشی نیست

این ساز کهنه می نوازد

و من  دختر سرخ پوشی که از اتاق

 فریاد می شوم

دست ها روی دیوار می کشندم

بالا بالا

بالاتر

فریاد از گلو نیفتاده

نمی افتد

دست ها حلقه می شوند.

 

 

 

|+| نوشته شده توسط مریم آموسا در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388  |
 گل سرخ و سفید ارغوانی
به یاد ایام کودکی و دفترچه های خاطرات

گل سرخ و سفید ارغوانی

فراموشم نکن تا می توانی

|+| نوشته شده توسط مریم آموسا در سه شنبه پنجم خرداد 1388  |
 
 
بالا