کتاب آنسوی نقطه چین های عمران صلاحی رونمایی شد.
باز عمران سخنران آخر بود
عصر دیروز همه آمده بودند تا در مراسم رونمایی کتاب" آنسوی نقطه چین ها" سروده عمران صلاحی یاد و خاطره او را بزرگ بدارند .
گزارش مریم آموسا
به گزارش خبرنگار فرهنگ و هنر ایلنا در ابتدای این مراسم که توسط علی دهباش اجرا می شد وی نخست یاد و خاطره عمران صلاحی را بزرگ شمرد و پس از آن نسبت به درگذشت عمران و این که نیست تا در مراسم رونمایی مجموعه" آن سوی نقطه چین ها "شرکت کند ابراز تاسف کرد و پس از آن اسماعیل جنتی چند شعر از این مجموعه را برای حاضران خواند و در ادامه فرخنده حاجی زاده روایت داستانی را که برای عمران نوشته بود برای حاضران خواند و نگار اسکند فر مدیر مسول نشریه توقیف شده کارنامه نیز متنی که در همین خصوص نوشته بود ، خواند وگفت قلم را که در دست گرفتم و نوشتم که این بار نیز مثل همیشه در سوگ مردی می نشینیم که اما قلم پیش نرفت گویی او هم باور نمی کند که کسی مرده است .
وی افزود: عمران گوشه ای ایستاده و ما را می نگرد ، پس برای حضور عمران لطفا چند ثانیه کف بزنید . که حاضران در این لحظه برخواستند و برای عمران صلاحی که به آنسوی نقطه چین ها پیوسته است دست زدند.
پس از آن علی دهباشی با بیان این مطب که عمران صلاحی در انتشار بیشتر نشریات ادبی هنری همکاری مستمر داشت گفت :او در بیشتر نشریات ستون طنز داشت که گاه همین ستون ها برای او مشکل ساز می شد و گاه خیلی زود این نشریات تعطیل می شدند .
وی تصریح کرد : در سه دهه اخیر بسیاری از کسانی که دوست شان داشتیم را از دست داده ایم و عمران کسی بود که در تمام این سالها بار غم از دست دادن این دوستان را به تنهای بر دوش کشید دوستانی چون غلامحسین ساعدی شاملو محمد مختاری محمد جعفر پوینده هوشنگ گلشیری و ... او در همه لحظات تسلی بخش غم های ما بود .
در ادامه غزلی از حافظ با صدای عمران صلاحی برای حاظران پخش شد و اسماعیل جنتی چند شعر از عمران را برای حاضران خواند و محمود دولت آبادی گفت : من چون با دوستان زیادی رفت و آمد ندارم و به خاطر شغل فرساینده ای که دارم کمتر شانس این را داشتم که از وجود و حضورش لذت ببرم اما همان چند مجال کوتاه نیز برایم بسیار خاطره برانگیز بود.
وی با بیان این مطلب که عمران هیچ شبیه مرگ نبود و پس از آن متن کوتاهی را که برای عمران نوشته بود و در مراسم تشیع وی خوانده بود و که این مطلب در مجله شوکران منتشر شده است و پس از آن حسام دایی گفت : اشنایی من و عمران صلاحی به دوست مشترک مان بیژن اسدی پور باز می گردد . همه جا از عمران صلاحی ، پرویز شاپور و بیژن اسدی پور به عنوان سه تفنگدار یاد می کردند و بیژن یکی از دوستان من است که در کالیفرنیا زندگی می کند و هر بار که من از آمریکا قصد سفر به ایران را دارم او چند شماره ای از نشریه ای را که آنجا منتشر می کند با شماره تلفن کسانی که باید نشریات را به انها برسانم به من می دهد تا با آنها تماس بگیرم و نشریه را در اختیار شان بگذارم .
وی تصریح کرد با عمران صلاحی نیز به واسطه بیژن اسدی پور در یکی از روزهایی که به ایران سفر کرده بودم آشنا شدم و امد و نسخه ای از کتاب "عملیات عمرانی " اش را برای آورد و این دیدار که بسیار خوب بود اولین و آخرین دیدار من با عمران صلاحی بود و پس از آن پیام بیژن اسدی پور را که دو خاطره درباره عمران صلاحی و پرویزشاپور است را برای حاظران خواند که در این پیام آمده است.
اواسط دهه 40 با کمک حسین توفیق به مجله توفیق راه پیدا کردم و آنجا بودکه با عمران و پرویز شاپور ، برادان توفیق، محمد حاج حسینی ، مرتضی فرجیان ، مسعود کیمیاگر ، ناصر اجتهادی ، هوشنگ معمار زاده ، کیومرث صابری و دیگران آشنا شدم
کیومرث صابری به طور غیر رسمی معاون سردبیر بود و وقت که متنی نوشته می شد اول به دست او می رسید و پس از آن اگر تایید می کرد زیر چاپ می رفت یاد می آید که عمران چندین بار مطلب نوشت و به که به دست صابری رسد واو هم بعد خواندن گوشه مطلب او می نوشت " مرا نگرفت " و کنار گذاشته می شد تا آین یک روز عمرا ن گوشه مطلب که دوباره این بلا سرش آمده بود نوشت از این به بعد یک سگ از نازی آباد به مطالب ام ضمیمه می کنم تا شما را بگیرد .
اما خاطره ام با پرویز شاپور
با پرویز شاپور هربار که از خیابانی عبور می کردیم او به پیر مرد فقیری سکه 5 قرانی می داد هر بار که می خواستیم که از ابن خیابان رد شویم که شاپور پول خرد نداشت من را وا می داشت تا مسیر را دور بزنیم و از مسیر دیگری برویم تا پیش او شرمنده نشود .
پس از آن رویا صدر از نویسندان طنز پرداز گفت : این مراسم رو کم نمایی مرگ است و عمران یک شاعر نویسنده خوب بود که با انتشار آثارش روی مرگ را کم کرد .و در ادامه متنی را که درهمین خصوص نوشته بود برای حاضران خواند .
در ادامه کامبیز درم بخش گفت با عمران صلاحی اولین چیزی که رد وبدل می کردیم این بود که خوب تازه چی داری . عمران کاریکاتوریست نبود اما از خیلی کاریکاتوریست ها زرنگ تر بود . عمران یکی از لطیفه نویس های فارسی بود که آثارش بهتر از دیگر طنز پردازان بود .
وی افزود : عمران انسان بسیار بزرگی بود و من به دوستی با او افتخار می کنم هرچند من به خاطر سفری که به آلمان داشتم این فرصت فراهم نشد دوره ای در خدمت ایشان باشم .
این کاریکاتوریست درپایان گفت :ترانه های او بسیار خوب بود و او در تمام حوزه هایی که کار می کرد یکی از بهترین ها بود .
پس از آن پگاه احمدی متنی را که برای عمران صلاحی نوشته بود برای حاضران خواند و در ادامه پیام همایون خرم برای حاضران خوانده شد که در این پیام آمده بود : "موسیقی و شعر با هم رابطه تنگاتنی دارند و عمران ترانه بسیار خوبی به شعر وموسیقی ایران تقدیم کرد یادش گرامی باد ."
پس از آن منوچهر احترامی با بیان این مطلب که عمران در جنبه های مختلف نوشتن ، طنز ، تبحر داشت گفت او کاریکاتوریست نبود اما با چند خط ساده بهترین کاریکاتور را از من کشیده است .
وی تصریح کرد :عمرن به ادبیات کلاسیک علاقه خاصی داشت و فکر نمی کنم از متون کلاسیک ما کتابی نمانده باشد که او نخوانده بود او خواندن هزار ویکشب را از همان جوانی آغاز کرده بود هنوز هم می خواند .
این شاعر طنز پرداز افزود : عمران شاعری بود که اگر می خواست در قالب کلاسیک شعر بگویدتفکرش نیز کلاسیک می شد و اگر قرار بود شعر نو بگو ید تفکرش نیز نو می شد .
و ایجاز یکی از ویژگی آثار او بود . یکی از مجموعه آثار او کتاب هزار آینه است که در مقایسه به دیگر آثارش کمتر مورد توجه گرفته است .
شاعر شعر "حسنی نگو بلا بگو " ادامه داد وقتی شعر های اخیر عمران را با شعرهای فروغ و سپهری مقایسه می کنم در می یابم که ریشه تفکر عمران شرقی بود که او هر چه در شعر پیش می رفت شعرش به هایکو بیشتر نزدیک می شد. شعرهای او حاصل تجربیات درونی وبیرونی خودش است .
احترامی در پایان گفت : در ادبیات فارسی ما داستان بلند طنز خیلی کم داریم اما با این همه که عمران بیشتر یک داستان نویس طنز پرداز کوتاه نویس بود ولی داستان های بلند طنز خوبی هم نوشته است. او می توانست یک داستان نویس خوب طنز پرداز باشد اما مرگ به او مجال نداد. در ادامه یکی از بچه های جوادیه که منظومه بلندی برای عمران سروده بود برای حاضران خوند که با استقبال همه از جمله محمود دولت آبادی شد که حتی دولت آبادی به پای او برخاست واو را آغوش گرفت و بوسید .
پس از آن پیام مسجد جامعی که برای این مراسم فرستاده شده بود برای حاضران خوانده شد که در این پیام آمده است من ارادتمند تمام شخصیت های هنری و ادبی از جمله عمران صلاحی هستم که به خاطر مرگ پدر یکی از همکارانم نتوانستم در مراسم او حاضر شوم . عمران پیش از انکه یک شاعر طنز پردازو یا هنرمند باشد یک انسان شریف بود . او از قلم منقدش همیشه بهره می گرفت و رهنمود های خوبی پیش روی جامعه می گذاشت .که برای رسیدن جامعه بهتر بود . اندوه از دست دادن عمران همیشه با ماست و
در آخر برنامه همان طور که عمران همیشه دوست داشت آخرین سخنران مراسم خود بود و سخنرانی که در مراسم شب کامبیز درم بخش کرده بود برای حاضران پخش شد و باز عمران سخنران آخر بود .
عکس هایی این مراسم را به زودی بر این وبلاگ منتشر می کنم
|
+| نوشته شده توسط
مریم آموسا در جمعه سوم آذر 1385
|