تبليغاتX
با کره اسبهای باد که شمعدانی را می نوشند
 یادی از فروغ در ظهیرالدوله
دوستداران فروغ فرخزاد، شاعر معاصر ایران روز بیست و چهارم بهمن‌ماه، همزمان با چهل و دومین

سالگرد درگذشت او، از ساعت‌های نخستین صبح تا ساعت 5 عصر در قبرستان ظهیرالدوله بر گرد مزار

فروغ جمع شدند و یادش را گرامی داشتند.

در این مراسم خودجوش، بیش از هر سال جای خالی شخصیت‌های نام آشنای شعر امروزاحساس

می‌شد.

سال‌هاست که در روزهای پایانی بهمن‌ماه درب قبرستان ظهیرالدوله به روی دوستداران شعر گشوده و در

 میان سکوت گورستان که هر روز طولانی‌تر می‌شود، صدای نی‌لبک پری غمگینی که سالی یک‌بار، آواز

حزین‌اش را زمزمه می‌کند، شنیده شود.

نی‌لبکی که آوازی حزین می‌خواند

ادامه این گزارشم را درمردمک بخوانید

|+| نوشته شده توسط مریم آموسا در شنبه بیست و ششم بهمن 1387  |
 چشم‌انداز سوم؛‌ سفر ناصر تقوایی با ابر

چشم‌انداز سوم از مجموعه عکس‌های ناصر تقوایی، کارگردان سینمای ایران با عنوان «ابر و باد و مه و

مه»، شامل 30 قطعه عکس رنگی با موضوع ابر از روز 18 بهمن ماه در گالری اعتماد برپا شده است .

 

این نمایشگاه چشم‌انداز گسترده‌ای از سرزمین ایران را که به تعبیر ناصر تقوایی، در حال فراموشی و

نابودی است و همچون ابر در وضیعتی ناپایدار به سر می‌برد، پیش روی بینندگان می‌گشاید.

 

ابر، یکی از پدیده‌های جوی است که مهم‌ترین ویژگی آن ناپایداری و تغییر شکل دادن است .

 

ابرها در موقعیت‌های زمانی و فصلی به سرعت تغییر شکل می‌دهند، از این رو عکاسی از ابر، شکار

لحظه است.

ادامه این گزارش ام را در مردمک بخوانید و عکس های نمایشگاه را هم ببینید

|+| نوشته شده توسط مریم آموسا در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387  |
 به بهانه بیماری "شهرام شیدایی"؛ همدردی با یک دوست
روز اول اسفندماه از ساعت ۱۴ تا ۲۱ در گالری "طراحان آزاد"؛

به بهانه بیماری "شهرام شیدایی"؛ همدردی با یک دوست
 
خبرگزار آتی‌بان: قراره که روز اول اسفندماه از ساعت ۱۴ تا ۲۱ در گالری "طراحان آزاد" دور هم جمع شویم و با فروش کتاب و تابلو نقاشی با شهرام شیدایی عزیز همدردی کنیم و شاید هم بتوانیم با این کار اتحادی خودمان را یعنی کسانی از نوک قلمشان به هر شکلی نقاشی ،خطاطلی، شعر، داستان و ... نان می‌خوردند، ثابت کنیم.
هیچ وقت دوست نداشتم که در چنین وضبعت و موقیعتی از دوست شاعر و مترجمی قدیمی که خاطرات بسیار از او دارم یاد بکنم.
آشنایی من با شهرام شیدایی که این روزها به دلیل بیماری سرطان حنجره در بیمارستان کسری بستری شده به سال ۱۳۷۴ باز می‌گردد، روزهایی که تازه پای در راه پر فراز و نشیب شاعری گذاشته بودم.
ادامه این مطلب را در آتیبان  بخوانید
 
|+| نوشته شده توسط مریم آموسا در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387  |
 نمایشگاه عکس تشییع پیکر فروغ فرخزاد
نمایشگاه عکس‌های یحیی دهقان‌پور از مراسم تشییع پیکر فروغ فرخزاد در سال با عنوان «آن روز که

 فروغ را در باغچه کاشتند» از 4 تا 20 بهمن ماه در گالری راه ابریشم تهران برپا شد.

این نمایشگاه عکس که در آستانه چهل و دومین سال درگذشت فروغ فرخزاد، شاعر معاصر ایران برپا شد،

 شامل 43 عکس سیاه و سفید بود که در اندازه‌های مختلف چاپ شده‌ و در قاب‌های سیاه بر دیوارهای

 نگارخانه راه ابریشم جای گرفتند.

یحیی دهقان پور، متولد 1319 کارشناس زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران و دانش آموخته و مدرس

 عکاسی است.

او در زمان درگذشت فروغ فرخزاد، جوان 25 ساله ای بود که دوربین عکاسی‌اش را دست گرفت و تصاویر

آن روز را ثبت کرد.

گزارش کامل من از این نمایشگاه را در مردمک بخوانید

|+| نوشته شده توسط مریم آموسا در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387  |
 رونمایی کتاب گفت‌وگو با روبرتو چولی در باب بداهه‌پردازی
عصر روز دوشنبه هفتم بهمن ماه، کتاب «نه گفت‌وگو با روبرتو چولی در باب بداهه پردازی» که توسط

خسرو محمودی به فارسی برگردانده شده است، در دانشگاه سینما و تئاتر رونمایی شد.

 

کتاب مجموعه گفت‌و‌گوها با روبرتو چولی شامل گفت‌وگو‌های مالگورتساتا بارتولا و اشتفان شروئر با این

کارگردان تئاتر، توسط نشر بیدگل منتشر شده است.

چولی در این گفت‌وگو‌ها با آوردن مثال‌هایی از بیش از 20 سال کار خلاق در تئاتر روهر آلمان، به توصیف

فرایند کار گروهی، مفاهیم زیبایی شناسانه و سیاسی، ماهیت کار بازیگر، مفهوم بداهه‌پردازی و دیدگاه

شخصی خود از تئاتر به عنوان عامل تغییر اجتماعی می‌پردازد.

در مراسم رونمایی از کتاب، روبرتو چولی درباره تئاتر ایران و تجربه‌های خود سخن گفت.

گزارش کامل ایم مراسم  رامردمک

|+| نوشته شده توسط مریم آموسا در پنجشنبه دهم بهمن 1387  |
 احتمال برگزاری جایزه ادبی گلشیری کم است

 

با نزدیک شدن به نیمه پایانی سال و فراهم نشدن مکان مناسب برای برگزاری مراسم هشتمین دوره

 جایزه هوشنگ گلشیری، احتمال می‌رود که امسال این مراسم برگزار نشود.

فرزانه طاهری، عضو هیات مدیره و از اعضای موسس بنیاد گلشیری، در اختیار نداشتن مکان مناسب

 برای برگزاری هشتمین دوره جایزه بنیاد گلشیری را دلیل اصلی تاخیر در اعلام برگزیدگان این دوره اعلام

 کرد.

به گفته طاهری، این بنیاد با سالن‌های بسیاری برای برگزاری این مراسم ارتباط برقرار کرده‌، اما هیچ یک

پاسخ روشنی نداده‌اند و وزارت فرهنگ و ارشاد برای عدم در اختیار گذاشتن سالن به برگزارکنندگان این

جایزه دلیلی را عنوان نکرده است.

دنباله این گزارشم را در مردمک  بخوانید

|+| نوشته شده توسط مریم آموسا در یکشنبه ششم بهمن 1387  |
 بازخوانی «پیکر زن، همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی»
خانه هنرمندان ایران در روز نخست بهمن ماه میزبان نمایشنامه‌خوانی «پیکر زن همچون میدان نبرد در

 جنگ بوسنی» نوشته ماتئی ویسنی‌یک، نمایشنامه نویس رومانیایی بود.

نمایشنامه «پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی» توسط تینوش نظم جو به فارسی برگردانده و

کارگردانی شده است.

اجرای این نمایشنامه خوانی به صورت تلفیقی از صدای دو نقش‌خوان، هدا ناصح و گلناز برومندی، با

تصاویر کنار هم چیده شده و غیرمتعارف از این دو بازیگر و همچنین تصاویری منتخب از جنگ بوسنی،

فضاسازی و کارگردانی شده است.

ادامه این گزارش ام را مردمک  بخوانید

پس از اجرای این نمایشنامه خوانی ماتئی ویسنی‌یک به پرسش های حاضران پاسخ داد

گزارش این بخش را هم در این لینک ببینید مردمک

عکس های این نمایشنامه خوانی را زهرا امیرابراهیمی برعهده داشت عکس های او را هم مردمک  ببینید.

|+| نوشته شده توسط مریم آموسا در پنجشنبه سوم بهمن 1387  |
 آغاز داوری جایزه والس با سایت مسدود
داوری آثاررسیده به چهارمین دوره جایزه ادبی والس که به رمان‌های منتشر نشده برگزیده داده می‌شود،

 ازهفته نخست دی ماه آغاز شده است.

وب‌سایت ادبی والس مدتی است که در ایران مسدود شده است، اما با وجود این محدودیت، هیات

داوران این جایزه والس همچنان به کار خود ادامه می‌دهند.

برگزارکنندگان جایزه ادبی والس بنا به خواسته جمعی از ناشران با توجه به فضای ممیزی و نشر کتاب در

ایران تصمیم گرفته‌اند که به رمان‌هایی که به هر دلیل از انتشار باز مانده‌اند، جایزه بدهند و با این حرکت

 ناقوس اعتراض خود را به صدا درآورند.

دنباله این گزارش من را در سایت مردمک بخوانیدآغاز داوری جایزه والس با سایت مسدود

|+| نوشته شده توسط مریم آموسا در چهارشنبه دوم بهمن 1387  |
 همه دوستان من
مریم آموسا: کتاب «همه دوستان من» شامل زندگی‌نامه «رضا کرم‌رضایی» و

خاطراتش از نقش‌آفرینان خاطره‌انگیز است که به تازگی از سوی انتشارات ققنوس

 روانه بازار کتاب شده است.


کتاب «همه دوستان من» شامل خاطرات رضا کرم‌رضایی است. کتاب از روزهای

کودکی او در یکی از روستاهای کرمانشاه زمانی که مادرش را از دست می‌دهد و به

اجبار برای پرورش به دایه سپرده می‌شود، آغاز می‌شود و تا سال 1385 که نقطه

پایان کتاب گذاشته شده را در بر می‌گیرد. البته پیشتر باید شاهد انتشار این کتاب

می‌بودیم، اما با تاخیر یک‌ سال و نیمه ارشاد برای صدور مجوز کتاب که با حذف

بخش‌هایی از آن همراه بود، انتشار کتاب به تاخیر افتاد.

دنباله این مطلب را در سایت خبر آن لاین بخوانیدهمه دوستان من

|+| نوشته شده توسط مریم آموسا در چهارشنبه دوم بهمن 1387  |
 براتیگان نویسنده ای که اسطوره زدایی می کند
حسین نوش‌آذر، نویسنده و مترجم ‌درسال 1986 ایران را برای ادامه تحصیل به مقصد آلمان

ترک می کند و در رشته روان درمانگر مشغول به تحصیل می شود و همزمان داستان نویسی

 را آغاز می کند او تاکنون 7 مجموعه داستان و 3 داستان بلند در خارج از کشور منتشر کرده

است. او به همراه بهروز شیدا و عباس صفاری فصلنامه "سنگ" را با هزینه شخصی منتشر

می  کنند. ترجمه رمان "پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد" نوشته "ریچارد براتیگان" در

ماه های اخیر با ترجمه "حسین نوش آذر" منتشر شده است که با اقبال خوبی نیز روبرو شده

است. ترجمه  رمان "جاده "نوشته "مک کارتی" و رمان "سفر کرده ها"_نخستین رمان حسین

نوش آذر_ از دیگر آثار این نویسنده و مترجم ایرانی است که سال هاست در انتظار کسب

مجوز به سر می برند.

 

این گفت وگو بخشی از یک گفت وگوی بلند است که در بهمن ماه گذشته در سفری که "حسین نوش

آذر" به ایران داشت انجام شده است چون هنوز کتاب "پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد" منتشر

نشده بود، زمینه ای فراهم نشد که بیش از این درباره براتیگان و این کتاب به گفت وگو بنشینیم. این

گفت وگو در صفحه ادبی روزنامه روزان منتشر شد.

 مریم آموسا

چه شد که تصمیم گرفتید که رمانی از براتیگان را برای  ترجمه انتخاب کنید؟

 

واقیعتش قضیه "براتیگان" هم تا حدودی برای من فرق دارد؛ براتیگان نویسنده ای است که از نظر عاطفی

 با آن ارتباط دارم .وقتی داستان نویسی را در 23 سالگی شروع کردم براتیگان نویسنده محبوب من بود

. آشنایی با او آنقدر برایم جالب بود که وقتی با آثارش به زبان آلمانی آشنا شدم با مترجم آثارش

گونتر اونه‌موس تماس گرفتم و از همان جا دوستی من با مترجم آلمانی او شکل گرفت و تا به امروز هم

ادامه دارد تا جایی که  در ترجمه رمان "پس باد ما را با خود نخواهد برد" که به طور همزمان از زبان آلمانی

 و انگلیسی آن را ترجمه کرده ام ، از راهکار و نقطه نظر های او بهرمند شده ام

 

 

با توجه به اینکه شما خیلی زود با براتیگان آشنا شدید، چرا خیلی دیر تصمیم به ترجمه ای از او به

فارسی گرفتید؟

 

 من چیزی در حدود 5 سال با کارهای براتیگان مشغول بودم همیشه این انگیزه را داشتم که یکی از

آثارش را به فارسی ترجمه کنم، اما این اتفاق خیلی دیر افتاد. البته نزدیک شدن به براتیگان خیلی

مشکل است به این دلیل  که "براتیگان" یک نویسنده مورد نقد محافل دانشگاهی است و آثار براتیگان در

 مقاطع دهه های 60 و 70 و حتی 80 در جایگاه مناسبی درادبیات جهان آمریکایی قرار ندارد.

 

 

 

 

 چرا در میان آثار براتیگان رمان "باد همه چیز را با خود نخواهد برد" را انتخاب کردید؟

 

رمان "پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد"، آخرین کتابی است که از ریچارد براتیگان 2 سال

 پیش از مرگ او توسط دخترش  منتشر شد. جهان این داستان هم مانند داستان های براتیگان

 در نخستین دوره آفرینش ادبی اش جهانی اساطیری است. این داستان از رمان های تلفیقی

براتیگان و از برخی لحاظ یک داستان کاملا سینمایی است که در ادامه دیگر آثار براتیگان شکل

 گرفته مضمون مرگی که در تقریبا در همه آثار براتیگان به چشم می خورد در این رمان به

تکامل می رسد که همه این عوامل و علاقه دیرینه من به براتیگان موجب شد که به سمت

ترجمه این رمان بروم البته شاید ناشی از این موضوع هم  بشود که اوبه گونه ای می نویسد

که من نمی توانم همانند او بنویسم من برای ترجمه قصد دارم آثاری را انتخاب کنم که با جهان

 داستان خودم تفاوت داشته باشد. مثلا رمان "جاده" نوشته "مک کارتی" به نظر من بهترین

نمونه ادبیات آخر زمانی است که بدون اغراق نمونه اش را در ادبیات فارسی نداریم و من هم

از پس نوشتن چنین رمانی بر نخواهم آمد.

 

 

براتیگان در این رمان چه چیزی را روایت می کند؟

 

براتیگان در این داستان تلاش می کند از دریچه چشم یک مرد 42 ساله که وقایع کودکی اش را

 از 5 تا 12 سالگی مرور کند تا سال های پس از جنگ جهانی دوم را باز آفرینی کند. زبان 

 داستان همانند شخصیت راوی چند پاره است. گاهی به زبان سادگی زبان کودک 5 ساله و

گاهی به تلخی گفتار یک مرد آمریکایی سرخورده 42 ساله است که کودکی اش در 12

سالگی در اثر یک واقعه خشونت آمیز به پایان رسید.

 

 

 

چرا بیشتر مخاطبان آثار براتیگان را نسل جوان تشکیل می دهند؟ آیا این ناشی از نقد دانشگاهی است

که از آن یاد می کنید؟

 

 به دلیل ابتکاری که درآثاربراتیگان وجود دارد و شهامتی در تلفیق ژانر های مختلف ادبی با یکدیگر در او

وجود دارد، نوعی آرمان گرایی درآثار براتیگان بوجود آوورده  و موجب شده که  براتیگان  نویسند محبوب

 دانشجویان و جوانان شود.

 

شوخی هایی که براتیگان در دل متن می کند با ذهنیت جوان همخوانی دارد. او داستانی را روایت می

کند که  زبان حال جوانان است. مضمون آثار براتیگان را بحران هویت، جامعه مصرفی، تلاش برای خود

یابی و پناه بردن به فلسفه شرق و انتخاب نوعی زندگی که نقطه مقابل زندگی آمریکایی است، تشکیل

 می دهد، از این رو این نویسنده برای جوانی که به نوعی با هریک از این مسائل در چالش است، مورد

 توجه قرار می گیرد. در واقع  براتیگان ازهمان جایگاه و ارزشی در میان جوانان آمریکایی برخوردار است

  که نویسنده "سفر شب"، بهمن شعله ور درمیان نسل جوان ایران دارد.

 

 

زبان در آثار براتیگان از چه جایگاهی برخوداراست؟

 

 براتیگان نویسنده فاخری نیست از کلمات و واژه های عجیب استفاده نمی کند، نمی خواهد قلم

فرسایی کند، از این رو با خواننده اش به راحتی ارتباط برقرار می کند. او زبان را وسیله ای برای بیان

 تجربه های شخصی و آشنا زدایی از چهره ها و قهرمان های اساطیری می داند. بسیاری از واژه ها بارها

 در آثار او تکرار می شوند. هنر براتیگان این است که با دایره واژگان محدود دانش آموز دبیرستانی، مهم

ترین گفتمان ادبی و فلسفی و نظزیه تعالی را در قالب پست مدرن عرضه می کند.

 

 

 در میان آثاری که تاکنون از براتیگان به فارسی ترجمه شده شما کدام ترجمه را می پسندید؟

 

از میان ترجمه ها، ترجمه "هوشیار انصاری فر" را می پسندم  البته زبان ترجمه "پیام یزدان جو" را ترجیع

 می دهم، اما فضای ترجمه هوشیار به جهان اصلی براتیگان خیلی نزدیک است "در قند هندوانه" هم

یک استثنا در آثار براتیگان است و فکر می کنم "مهدی نوید" به خوبی از پس ترجمه این رمان بر آمده

است.

 

 

دستاورد براتیگان برای ادبیات آمریکایی و جهان چیست؟

 

براتیگان به رغم این که نقد دانشگاهی مساعدی نسبت به آثارش وجود ندارد، اما حلقه ای است میان

نویسندگان متعالی و چند نظریه در آمریکا "ویتمن"، "ویلیام کارلوس" و نویسنده پست مدرنی مثل دونالد

 بارتلمی .

 

در واقع براتیگان موفق می شود با یک نگره انتقادی به پیشینه خودش نگاه بکند و گفتمان نظریه متعالی 

 را که در ادبیات آمریکا بسیار برانگیزانده و تحول آفرین بوده است. اما او این گفتمان را دربست قبول نمی

کند  و در یکایک آثارش مثلا عشق به بدویت را ترویج می دهد. اما سویه منفی اش را نیز یادآور می

شود. براتیگان به نوعی از گفتمان رمانتیک حاکم بر عصر ویتمن اسطوره زدایی می کندو این دستاورد

براتیگان برای ادبیات آمریکا است. چون زبانش ضعیف و ساده است با ساده ترین و پیش پا افتاده ترین

 واژه ها این کار را می کند خواه و ناخواه نقد دانشگاهی به براتیگان عنایتی ندارد.

 

 

 

براتیگان چقدر روی نویسندگان ایرانی تاثیر گذار بوده است

 

کشور ما کشور جوانی است در 10 سال گذشته نویسندگان جوان ما که امروز هریک صاحب سبک شده

اند، شاخص و تاثیر گذار بوده اند. علت اقبال براتیگان در ایران جوانی آثارش بوده است براتیگان در آثاری

که در دهه اول زندگی اش خلق کرده است نویسنده جهانی است اما  در برخی از آثارش از جمله "در قند

 هندوانه "و "صید قزل آلا در آمریکا"،  نویسنده ای آمریکایی  است که بیشتر به مسائل قومی و محلی

 می پردازد.

 

از میان آثارش شما داستان کوتاه، رمان یا شعرهایش را می پسندید؟

 براتیگان نویسنده ای است که پیوسته خودش را تکرار می کند و بارها در گفت وگوهایی که انجام داده به

 این موضوع اشاره کرده است. او در  مصاحبه اش با "نیورک تایمز" به صراحت می گوید، اگر شعر نوشتم

به این قصد بود که بتوانم رمان بنویسم. از این رو برای فهم آثار براتیگان خواه و ناخواه باید به شعر هایش

 هم مراجعه کنیم.

|+| نوشته شده توسط مریم آموسا در چهارشنبه دوم بهمن 1387  |
 
 
بالا