پس از 25 سال، داستانخوانی عدنان غریفی در کارگاه محمد محمدعلی
مریم آموسا: کارگاه داستاننویسی محمد محمدعلی در آخرین یکشنبه فروردینماه میزبان عدنان
غریفی یکی از نویسندگان برجسته دهههای 40 و 50 بود، نویسندهای که در سال 1363 راهی هلند
شد و در تمام این سالها تقریباً به ایران بازنگشت و یا سفری کوتاه، که هرگز به او اجازه حضور در محافل
ادبی و داستانیخوانی را نداد. غریفی پس از 25 سال برای مخاطبانش با لهجه جنوبیاش داستان
خواند و دقایقی هم درباره نوشتن سخن گفت.
عدنان غریفی که سالها سردبیر، مجری و نویسنده برنامههای رادیوی 2 بود، با اجرایی رادیویی داستان
مرغ عشق ، تقریباً همه داستاننویسان را تا پایان داستان روی صندلیهاشان میخکوب کرد. گویی برای
نویسندهای که سالها در خارج از کشور به سر برده و همواره دغدغهاش بحران مخاطب و کتاب نخواندن
ایرانیها بوده است، داستان خواندن برای جمعی که با تمام وجود، گوش شدهاند، تا داستان بشنوند،
بهترین خاطره و هدیه از سرزمین مادری خواهد بود، به طوری که او ذوقزده شود و بگوید به زودی باز
میگردم تا هم داستان بخوانم و هم بشنوم. او قصد دارد با سفر مجدد به ایران، بیشتر در فضای داستان
امروز ایران قرار گیرد.
غریفی در سالهای اخیر به دلیل مشکل بینایی که دارد در هلند بیمه بیکاری میگیرد و بیشتر وقتش را
صرف نوشتن، خواندن و مطالعه نوشتههای نویسندهها در اینترنت میکند. با اینکه او تقریباً نویسنده
کمکاری محسوب میشود اما داستانهایش به دلیل قدرت و پرداختن به موضوعاتی جذاب و قرار گرفتن
در جرگه ادبیات بومی جنوب در آنتولوژیهای داستان منتشر شدهاند. به گفته او شاید دلیل کمکاری او
دوربودن از سرزمین مادریاش و دغدغههای مردم ایران باشد. او میگوید: هلند تقریباً کشور آزادی است
که مردم بیشتر دغدغه مدرن دارند و دغدغه آنها اصلاً قابل مقایسه با دغدغههای مردم ایران نیست.
گویی بیشتر نویسندگان برای تغییر جهان مینویسند و وقتی موضوعی نباشد که ذهن آنها را درگیر کند،
گاه به سکوت روی میآورند.
مضمون داستانهای عدنان غریفی پیش از سفر به هلند بیشتر سقوط خانوادههای ریشهدار جنوب و
حسرت از دست دادن مظاهر زندگی سنتی در هجوم سنت وابسته بود. اما با اقامت در هلند مضمون
داستانهای او نیز همانند بسیاری از نویسندگان ادبیات مهاجرت تغییر شکل داد و سقوط خانوادههای
ایرانی در خارج از کشور و از دست دادن بسیاری از آرمانهایی که برای نسل امروز دیگر جایگاهی ندارد،
محور داستانهای او شد. هر چند که او میگوید، برایش خود روایت کردن قصه مهم است و هرگز قصد
ندارد مضمونی را در خلال داستان به خورد مخاطبش بدهد اما معتقد است داستان یک مکعب است و
هر مخاطبی شاید یکی از اضلاع این معکب را ببیند و شاید بخواهد بیشتر به آن بها بدهد.
غریفی معتقد است، یک نویسنده باید موضوع داشته باشد و دیگر دورانی که نویسنده مینوشت تا
خودش بداند، داستان او را به کجا خواهد برد، به سر آمده است. او در داستان «مرغ عشق» هم به
ماجرای خانوادهای میپردازد که همسایههاشان برای سفری یک ماهه 2 مرغ عشقشان را به آنها
میسپارند تا از آنها نگهداری کنند. اما کنجکاوی پسر خانواده آنها را به دردسری میاندازد و پسر که به
هیچ ترفندی به حرف خانوادهاش اعتنا نمیکند، به جای دانه به پرندهها، گوشت میدهد و به مرور
شاهد مسخ شدن پرندهها و تبدیل شدنشان به پرندههایی هستیم که هیچ شباهتی به مرغ عشق
ندارند.
نویسنده در خلال این داستان اشارههایی به سرزمین مادری و مشکلات میان نسلها و شکافی که
میان آنها به وجود آمده که گاه پدر و مادرها در دل آرزو میکنند هرچه زودتر فرزندان آنها جدا شوند و به
طور مستقل زندگی کنند و آرمانهای از دست رفته آدمهای دهه 40 و50 اشاره میکند و ما را با
واقیعتهای زندگی مهاجران روبهرو میکند.
عدنان غریفی که تاکنون مجموعههای داستان شنلپوش درمه، 1350 مرغ عشق (2000 هلند و
1384 تهران)، چهار آپارتمان در تهرانپارس (2000 میلادی هلند، 1385 تهران) و رمان مادر نخل (1384) را
منتشر کرده است، این روزها قصد دارد با ناشران ایرانی برای انتشار مجموعه شعرهایش وارد گفت وگو
شود، او10 مجموعه شعر دارد که ترجیح میدهد، آنها را برای چاپ آماده کند.
در ابتدای نشست محمد علی با استناد به کتاب فرهنگ ادبیات فارسی نوشته محمد شریفی به معرفی
اجمالی عدنان غریفی پرداخت. به گفته محمدعلی، عدنان غریفی یکی از نویسندگان برجسته ادبیات
بومی جنوب محسوب میشود که در کنار ناصر تقوایی، احمد محمود، مسعود میناوی و جمع دیگری از
نویسندگان جریان ادبیات بومی جنوب را بنا گذاشتند. او زندگی عدنان غریفی را به 3 دوره تقسیم
میکند که به گفته محمدعلی از سال 1384 که دوره سوم زندگی عدنان غریفی شروع میشود، شاهد
تحولی در انتشار آثار، حضور و عرض اندام این نویسنده خواهیم بود.
ادبیات بومی زاییده شرایط اقلیمی خاص است که موضوع موجب پیدایش سبکها و مکتبهایی در شعر
و نثر همچون سبک خراسانی و عراقی در شعر و مکتب جنوب در داستاننویسی. به گفته محمد
محمدعلی مولفههای ادبیات اقلیمی در ایران پیش از انقلاب شامل بهکارگیری فولکور محل به صورت
مستند، به کارگیری فضای غریب و مهآلود به صورت مستند، بازگشت به سرزمین اصلی، اهمیتبخشی
به خصوصیات بومی و نوشتن درباره موضوعاتی چون فقر شوربختی مردم به صورت مستند بود. این
نویسنده شرح تجاوز عراق به ایران، جنگ بین سنت و تجدد، سرگردانی بین زیست همزمان سنتهای
عجیب گذشته در کنار باورهای امروزی، جایگزینی تخیل به جای مستندنگاری، به کارگیری افسانهها و
ورود ماوراءطبیعه در داستانها را از ویژگیهای داستانهای بومی امروز خواند.
این گزارش در روزنامه خبر وخبر آن لاین منتشر شده است.