تبليغاتX
با کره اسبهای باد که شمعدانی را می نوشند
 دلم می‌خواهد سر به هوا باشم
فرهنگ > تجسمی  - سعید امکانی،‌ نقاش، شاعر و کاریکاتوریست به تازگی مجموعه‌ای از
 
کاریکاتورهایش را با نام (باشلار) منتشر کرده است.

 

 امکانی در این مجموعه با بازی گرفتن واژه سر و مشتقات آن، کاریکاتورهایی را کشیده که برخی از این

 کاریکاتورها در عین سادگی به بسیاری از مناسبات روابط اجتماعی ما گوشه می‌زند، سرهایی که

 هریک می‌توانند نماینده قشر خاصی از مردم جامعه ما باشند، بی‌شک هریک از ما در حالت‌های

 مختلف می‌توانیم خودمان را در میان سرهای این مجموعه بیابیم، خود او هم ترجیح می‌دهد که از میان

 سرهایی که به تصویر کشیده،‌ سر به هوا باشد.

(باشلار) واژه‌ای ترکی به معنای سر است.

داستان (باشلار) سعید امکانی از حوالی سال 1379 و کارگاه نقاشی «ناصر پلنگی» آغاز می‌شود روزی

 که امکانی به عنوان سرپرست تعدادی از کارآموزها انتخاب می‌شود و همین موضوع موجب می‌شود که

 او با نگاهی طنزآمیز کاریکاتور سرپرست را بکشد.

سری که فردی در مقابل آن مشغول تعظیم کردن است.بعدها با تشویق‌هایی که از سعید امکانی

 می‌شود او به سراغ کشیدن کاریکاتورهای هم‌کلاسی‌ها و دوستانش هم می‌رود.امکانی برای کامل

 کردن مجموعه (باشلار) به سراغ فرهنگ معین می‌رود و در یک پروسه 2 ساله بسیاری از مشتقات سر

 از جمله سرتاس، سردار، سرگل، سرقفلی، سروان و سربلند را در قالب کاریکاتور به تصویر می‌کشد.این

 کاریکاتوریست می‌گوید، البته در کتاب باشلار تنها 48 طرح را منتشر کردم و تعداد سرهایی که کشیده

 بودم خیلی بیشتر از این تعداد بود اما برخی از این سرها چون آنچنان جذابیتی نداشتند، تصمیم گرفتم

 آنها را در این مجموعه نگنجانم.

امکانی کاریکاتورهای خود را متأثر از اردشیر محصص و کامبیز درم‌بخش می‌داند. کامبیز درم‌بخش از جمله

 معروف‌ترین کاریکاتوریست‌های ایرانی است که برای کشیدن کاریکاتورش به گونه‌ای متأثر از ادبیات

 است، برخی از کاریکاتورهایش داستان هم دارند.

امکانی که تجربیاتی هم در حوزه شعر دارد و به زودی مجموعه شعری از او منتشر خواهد شد، قصد دارد

 اگر روزی به طور جدی کارش را روی کاریکاتور متمرکز کرد باز هم به سراغ واژه‌های زبان فارسی و

 مشتقات آن برود و در کنار آن کاریکاتور برخی از شعرهای شاعران بزرگ را هم به تصویر بکشد.امکانی

 تاکنون برخلاف بسیاری از کاریکاتوریست‌ها که با مطبوعات همکاری می‌کنند، با مطبوعات همکاری

 نکرده است جز چند مورد که طرح‌هایش را در جنگ‌های ادبی منتشر کرده است.او می گوید بسیاری از

 موضوعات روز ذهن مرا آنچنان درگیر هم می‌کند که کاریکاتوری هم براساس آنها بکشم.اما بیشتر این

 طرح‌ها را ملی می‌کنم و هنوز به طور جدی تصمیم نگرفته‌ام که این کاریکاتورها را در مطبوعات منتشر

 کنم.

در میان مجموعه باشلار با کاریکاتور یک فوتبالیست با شماره 10 رو به رو می‌شویم که سری بلند دارد،

 امکانی این طرح را در واقع متاثر از علی دایی که به گونه‌ای در فوتبال سربلند کرده است کشیده است،

 در روزهایی که بحث داغ کنار گذاشتن علی دایی از تیم‌ملی مطرح بود برخی از مطبوعات ورزشی از

 جمله کیهان ورزشی به امکانی پیشنهاد انتشار این طرح را دادند اما او به دلیل شخصی حاضر به قبول

 این پیشنهاد نشد. امکانی می‌گوید با اینکه با مطبوعات همکاری نمی‌کنم، اما همیشه کاریکاتورهای

 مطبوعات را دنبال می‌کنم در این میان تنها طرح‌های چند کاریکاتوریست را می‌پسندم. به گفته او

 متأسفانه برخی از کاریکاتورها بدون آنکه فکری را دنبال کنند، کشیده می‌شوند و در صفحات مطبوعات

 منتشر می‌شوند.

امکانی که در نقاشی گرایش به سبک سورئال دارد معتقد است که سبک سورئال به دلیل طنزی که در

 آن وجود دارد با کاریکاتور شباهت‌های زیادی دارد و از این رو او در کاریکاتورهایش نیز از امکانات این سبک

 بهره می‌گیرد.

امکانی قصد دارد در سال جاری مجموعه کاریکاتورهایش را با موضوع سر در قالب نمایشگاهی در معرض

 دید عموم بگذارد. او همچنین در شهریورماه قرار است مجموعه‌ای از نقاشی‌های سورئال‌اش به عنوان

 «گل و مرغ در باغ دالی» را در یکی از گالری‌های تهران به نمایش بگذارد.

 

کتاب باشلار در 48 صفحه و با قیمت 12000 ریال از سوی نشر امرود منتشر شده است.

 

سعید امکانی متولد 1355 تهران و دانش آموخته رشته نقاشی است.

 

این گپ و گفت در روزنامه خبر و خبر آن لاین منتشر شده است.

|+| نوشته شده توسط مریم آموسا در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388  |
 به همه انتقادات رسانه‌ها توجه کرده‌ایم
فرهنگ > کتاب  - صفار هرندی در نشست خبری نمایشگاه کتاب خبر از برگزاری نمایشگاهی به بهترین
شکل ممکن در شرایط موجود داد.

وقتی خبرنگار روزنامه اطلاعات در نشست خبری دیروز درباره نمایشگاه کتاب از معیارهای واگذاری
 
 
غرفه‌ها گلایه کرد و در ضمن سخنانش گفت: چون انتشارات اطلاعات غرفه خود را به ستاد انتخاباتی
 
 
میرحسین موسوی اجاره داده است فضای کمتری به آن اختصاص داده شده، صفار هرندی و محسن
 
 پرویز، هر دو به میدان آمدند تا پاسخش را بدهند.

صفار هرندی گفت: اینکه مؤسسه اطلاعات زیر نظر ولی‌فقیه اداره می‌شود با چه ملاک و معیاری غرفه

 خود را برای انتخابات هزینه کرده است، خود جای پرسش دارد.

محسن پرویز هم از در دیگری وارد شد و گفت: برای واگذاری غرفه‌ها و یا حضور ناشران به هیچ وجه به

 جناج‌بندی‌ فکری و سیاسی آنها توجه نکرده‌ایم و شاید ده‌ها ناشر معتبر در نمایشگاه‌ داشته باشیم که

 غرفه خود را تبدیل به ستاد انتخاباتی کرده‌اند.

امسال در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در بخش ناشران عمومی هرگز شاهد حضور غرفه‌ای با متراژ

 500 متر نخواهیم بود و بزرگ‌ترین غرفه در بخش عمومی 39 متر است که اتفاقاً یکی از این 39 متری‌ها

نصیب روزنامه اطلاعات شده است.

صفار هرندی در بخشی از صحبت‌هایش با اشاره به اعتباری که نمایشگاه بین‌المللی تهران در جهان

 فرهنگ کسب کرده است خبر از برگزاری نمایشگاهی به بهترین شکل ممکن در شرایط موجود داد و

 گفت: برای رسیدن به شرایط مطلوب به تمام نقدها و اظهارنظرهایی که به وسیله رسانه‌ها و اشکال

 مختلف به گوش مسئولان رسیده است، توانسته‌ایم مشکلات موجود را برطرف کنیم.

محسن پرویز هم در بخشی از صحبت‌هایش از واگذاری غرفه‌ها 10 روز پیش از آغاز رسمی نمایشگاه خبر

 داد و گفت: ناشران شهرستانی به دلیل اینکه می‌خواهند روز آغاز نمایشگاه در نمایشگاه حضور داشته

 باشند طبعاً امسال نیز در روز افتتاحیه هنوز شاهد غرفه‌هایی خواهیم بود که چیدمان آنها کامل نشده

 است و همین موضوع بی‌شک موجب نقدهای اصحاب رسانه‌ها خواهد شد.

وی همچنین با اشاره به بخش ناشران عمومی که همه در شبستان جای گرفته‌اند، گفت: به دلیل اینکه

 عمق غرفه‌هایی که در انتهای سالن هستند، بیشتر است ناشرانی که کتاب‌های بیشتری دارند در این

 بخش جای گرفته‌اند تا فضای بیشتری داشته باشند همین موضوع بی‌شک در ایام نمایشگاه موجب

 نقدهای خبرنگاران رسانه‌ها خواهد شد که ترتیب الفبایی در چیدمان غرفه‌ها رعایت نشده است.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی همچنین درباره جمع‌آوری کتاب‌ها در ایام نمایشگاه از غرفه‌ها گفت: اگر

 کتابی بنا به هر دلیلی در هر دوره‌ای مجوز نشر گرفته که در ایام نمایشگاه و بزرگ‌نمایی که در نمایشگاه

 وجود دارد که موجب برخی سوءتفاهم‌ها خواهد شد، با گفت و گویی که با ناشران آنها خواهیم داشت

 به آنها اجازه عرضه نخواهیم داد. هر چند که در سال‌های اخیر با ناشران چنان وارد تعامل شده‌ایم که

 دیگر فکر نمی‌کنیم نیازی به تذکر و تأکید باشد.

به گفته صفار هرندی صرف داشتن مجوز موجب نمی‌شود که برخی از کتاب‌ها به دلیل برخی

 بازبینی‌های بعدی، مجوزشان لغو نشود.

محسن پرویز هم جمع‌آوری کتاب از نمایشگاه را امری بدیهی عنوان کرد که در دوره‌های قبل نیز شاهد آن

 بوده‌ایم.

پرویز در بخش دیگری از صحبت‌هایش از شفاف‌سازی آیین‌نامه واگذاری غرفه‌ها گفت: در دوره‌های قبل

 براساس عناوین چاپ شده ناشران غرفه‌ها واگذاری می‌شدند اما در این دوره تعداد عناوین کتاب‌ها،

 صفحات، جوایز و انتخاب کتاب‌های ناشران به عنوان کتاب سال در واگذاری غرفه‌ها سهیم بوده‌اند.

به گفته محسن پرویز ناشران هر بخش در مقایسه با فعالیت‌شان در کنار سایر همکاران‌شان مورد

 ارزیابی قرار می‌گیرند.بیست و دومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران با حضور 6982 ناشر داخلی و

 1500 ناشر خارجی از 78 کشور جهان و 35 انجمن دولتی و 100 مهمان خارجی و با بیش از 300 هزار

 عنوان کتاب در 65 هزار مترمربع در مصلی امام خمینی‌(ره) افتتاح خواهد شد.

مراسم افتتاحیه روز سه‌شنبه 15 اردیبهشت با حضور رئیس‌جمهور برگزار می‌شود و مراسم افتتاحیه روز

 26 اردیبهشت ماه با حضور علی‌اکبر ولایتی به کار خود پایان خواهد داد.

این گزارش در روزنامه خبر و سایت  خبر آن لاین منتشر شده است.

|+| نوشته شده توسط مریم آموسا در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388  |
 هنرمند تئاتر، مؤسس وجدان اخلاقی جامعه است
فرهنگ > تئاتر  - مراسم بزرگداشت فرهاد ناظرزاده کرمانی روز جمعه 11 اردیبهشت‌ با حضور جمعی از

 دانش‌آموختگان او در تالار اصلی تئاتر شهر برگزار شد.


در این مراسم تمبر یادبود فرهاد ناظرزاده کرمانی با حضور مهندس صابری معاون سازمان پست رونمایی

شد و پس از مهر شدن این تمبر، فرهاد ناظرزاده کرمانی، محمد‌باقر قهرمانی، ایرج راد، مجید سرسنگی،

 حسین پارسایی و امیر دژاکام به رسم یادبود آن را امضا کردند. در این مراسم فیلم کوتاهی از فرهاد

ناظرزاده پخش شد که در این فیلم ناظرزاده درقالب یک نامه تمام صحبت‌هایش را درباره تئاتر با

شاگردانش در میان گذاشت. ناظرزاده انسان را موجودی عاطفی و عقلانی خواند که با احساس و

عواطفش می‌تواند احساسات و عواطف مخاطب تئاتر را برانگیزد و در کنار آن وجدان انسانی او را تزکیه

کند. از دیدگاه ناظرزاده هنرمند تئاتر مؤسس و ایجاد‌کننده وجدان اخلاقی انسان است. ناظرزاده در پایان

 این نامه توصیه کرد که قدر یکدیگر را پیش از مرگ بدانیم.

ادامه این گزارش را در خبر آن لاین بخوانید

|+| نوشته شده توسط مریم آموسا در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388  |
 مجسمه‌هایی از چوب و آهن
فرهنگ > تجسمی  - جمشید مرادیان ققنوس را به چین می‌برد

جمشید مرادیان که بیشتربه ساخت آثار اسطوره‌ای علاقه دارد، تاکنون دربیش از15 سمپوزیوم

 مجسمه‌سازی بین‌المللی شرکت کرده است ومجسمه‌هایی ساخته که در شهرهای مختلف چون اوزاکا

 ژاپن، تورین ایتالیا، کاستلوتسینا ایتالیا، نصب شده‌اند وجوایزمختلفی چون نشان عالی مجسمه‌سازی

 المپیک 2008 پکن، لوح تقدیرآکادمی المپیک و لوح افتخار المپیک 2003 را ازآن خود کرده است. اوایل

 تیرماه راهی شهر چان چون چین می‌شود تا با شرکت در سمپوزیوم مجسمه‌سازی برای چندمین

 مجسمه‌ای را در قالب کارگاه در چین بسازد. این سمپوزیوم مجسمه‌سازی از اوایل تیرماه تا اواسط مرداد

 ماه ادامه خواهد داشت.

جمشید مرادیان در گفت وگو با خبر در این‌باره گفت: تاکنون چندین بار در چین مجسمه ساختم و اتفاقاً

 مجسمه‌هایم با استقبال روبه‌رو شده اند، این بار نیز از همه مجسمه سازانی که ساخت مجسمه‌های

 باغ مجسمه چین حضور داشتند برای شرکت در این سمپوزیوم دعوت شده است.

ادامه این گزارش را در خبرآن لابن  بخوانید

|+| نوشته شده توسط مریم آموسا در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388  |
 تنها با گل ها
بیژن ترقی ساعت دو بامداد روز شنبه درگذشت.

 ترانه سرای پرآوازه ایران که بیش از پنج دهه در عرصه ترانه و موسیقی ایران تأثیرگذار بود، روز پنجم

 اردیبهشت ماه در حالی که ماه‌ها به دلیل کهولت و سکته در بستر بیماری بود، ترانه مرگ را سرود تا هر

 گاه که از پشت دیوارهای خاطره سرک می‌کشیم نام او را در کنار هنرمندانی چون پرویز یاحقی،

 ابوالحسن‌خان ‌صبا، رضا محجوبی و داریوش رفیعی ببینیم. او می‌گفت همه می‌خواهند جوانان کار ما را

 ادامه بدهند تا از پشت دیوارهای خاطره هنرمان از یاد نرود. هنر ترانه‌سرایی در ایران با وجود چهره‌هایی

 برجسته و تأثیرگذار چون عارف قزوینی، ملک‌الشعرای بهار، نواب صفا، تورج رهنما و بیژن ترقی همواره

 زیر سایه شعر و موسیقی مانده است باز هم جدی گرفته نمی‌شود. ترقی ترانه‌سرایی بود که بیش از

 نیم قرن به فعالیت خود ادامه داد و در سال‌های پایانی عمرش با ساخت تصنیف برای سرود ملی که

 توسط ارکستر ملل صبا و سالار عقیلی اجرا شد، به گفته خود دینش را به وطنش ادا کرد.

 یکی از قله‌های ترانه
«ترقی از پیشتازان تغزل لطیف شاعرانه در ارتباط با انسان و نیز طبیعت بود و طبیعت در آثارش جلوه

 زیادی داشت. ترانه‌های او از ماندگارترین‌ها هستند.» سیدعلیرضا میرعلی‌نقی، تاریخ‌نگار موسیقی و

 روزنامه‌نگار ضمن گفتن این مطلب و با اظهار تأسف و تأثر از درگذشت بیژن ترقی ادامه داد: «همکاری

 ترقی با رادیو از سال 34 تا 57 بود و حتی در سال‌های اخیر نیز با وجود بیماری ترانه می‌سرود. احترام

 زیادی هم برای شخصیت هنری او که از توصیف بی‌نیاز است و هم برای شخصیت انسانی‌اش که ا

ز لحاظ پاکیزگی روحی و خلوص نیت یک نمونه تک بود، قائل‌ام. نجابت، حیا و انصافی که در او مشاهده

 شد، شاید اگر بی‌نظیر نبود، کم‌نظیر بود و متأسفم که بگویم نه تنها یک شاعر و ترانه‌سرا؛ بلکه یک

 انسان حقیقی و نیک را از دست داده‌ایم.»

احساسی منطبق بر موسیقی
همایون خرم در پی درگذشت بیژن ترقی ضمن بیان این مطلب که ترانه‌های بیژن ترقی، با کلمات بسیار

 ادبی و در عین حال بااحساس بود و به همین دلیل بر دل می‌نشست. ادامه داد: «می‌توان گفت

 احساس ترقی در ترانه‌سرایی با آهنگ‌هایی که به او می‌دادند، انطباق داشت.

من سال‌ها با ترقی معاشرت‌های موسیقایی داشتم و ترانه‌های زیبایی حاصل آن شد؛ از جمله «اشک

 من هویدا شد» و ترانه‌های دیگری که نسل امروز هم آن‌ها را درک کردند.» خرم یادآور شد: «بیژن ترقی

 یار غار پرویز یاحقی بود و اولین کار ترانه‌سرایی را با او آغاز کرد. به‌عنوان آهنگ‌ساز هروقت با او کار

 می‌کردم، از محصول کار مشترک‌مان راضی بودم؛ زیرا بیان موسیقایی را کاملا درک می‌کرد و کلمات و

 جملاتی می‌ساخت که هدف را مشخص می‌کرد؛ کارش چون از دل برمی‌آمد، لاجرم بر دل می‌نشست.»

 مورد اقبال عوام و خواص
رهبر ارکستر ملل، از ترقی به عنوان یکی از ترانه‌سرایان تأثیرگذار یاد می‌کند که ترانه‌هایش در میان عوام

 و خواص با اقبال رو به رو شده‌اند. پیمان سلطانی با اشاره به بازسازی سرود ملی ایران پس از

101 سال می‌گوید: «ترقی برای ساخت این ترانه خیلی زحمت کشید و پس از یک اجرا تصمیم گرفت

 مجدداً روی این ترانه کار کند و در نهایت ترانه‌ای ملی و میهنی ساخت که خودش هم از شنیدن آن لذت

 برد.» به گفته رهبر ارکستر ملل هر چند ترقی به دلیل کهولت سن و بیماری سال‌ها خانه‌نشین بود، اما

 تأثیرگذاری او بر ترانه و موسیقی کشورمان کتمان‌پذیر نیست.

افسانه موسیقی و ترانه
اکبر آزاد ترانه‌سرا هم بیژن ترقی را یکی از افسانه‌های موسیقی و ترانه ایران می‌داند. او می‌گوید: «ترقی

 جزو گروه اصلی ترانه‌سرایان معاصر ایران پس از ملک‌الشعرای بهار، عارف و. . . است که بر نیم قرن ترانه

 و موسیقی ایران تأثیر گذاشته است.»

آزاد معتقد است بسیاری از خواننده‌ها و حتی آهنگسازان شهرت خود را مدیون ترانه‌های بیژن ترقی

 هستند، ترانه‌هایی که در عین سادگی و لطافت، هرگز هنجارهای اخلاقی و فرهنگی را نادیده نگرفتند.

 اکبر آزاد، ترقی را ترانه‌سرای ماندگار بر فرهنگ و باور مردم می‌داند که بسیاری از مردم با ترانه‌های او

 عاشق شدند، اشک ریختند و خاطره‌های مختلفی در ذهنش‌شان نقش بسته است.

 آخرین ترانه‌سرا
سیدعباس سجادی شاعر و ترانه سرا از بیژن ترقی به‌عنوان ترانه‌سرایی یاد کرد که زندگی و شخصیتش

 در آثارش تجلی پیدا کرده است. او در این باره گفت: «به اعتقاد من، بیژن ترقی جزو آخرین ترانه‌سرایان و

 تصنیف‌سرایان نسلی است که شعر و ترانه را با هم عجین کردند. در آثار ترقی، مرز ترانگی و شعر درهم

 می‌پیچد و گاه آن را گم می‌کنیم؛ او توانست به تلفیقی زیبا و قدرتمند از ترانگی و شعر دست یابد.»

 سجادی با بیان این که روح ترقی با موسیقی عجین شده و این شرایطی را بوجود آورده است که

 ترانه‌های او از موسیقی درونی قدرتمند برخوردار باشد ادامه داد: «بیژن ترقی یکی از اخلاق‌مندترین

 

 ترانه‌سرایان روزگار ماست. او دارای شخصیتی مهربان بود که افراد را به خودش جذب می‌کرد و این

 شخصیت مهربان او در آثارش تجلی پیدا کرده است.»

 

این گزارش هم در روزنامه خبر و سایت خبرآن لاین منتشر شده است

 

|+| نوشته شده توسط مریم آموسا در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388  |
 بازگشت به سرزمین اصلی
پس از 25 سال، داستان‌خوانی عدنان غریفی در کارگاه محمد محمد‌علی

مریم آموسا: کارگاه داستان‌نویسی محمد محمد‌علی در آخرین یکشنبه فروردین‌ماه میزبان عدنان

 غریفی یکی از نویسندگان برجسته دهه‌های 40 و 50 بود، نویسنده‌ای که در سال 1363 راهی هلند

 شد و در تمام این سال‌ها تقریباً به ایران بازنگشت و یا سفری کوتاه، که هرگز به او اجازه حضور در محافل

 

 ادبی و داستانی‌خوانی را نداد. غریفی پس از 25 سال برای مخاطبانش با لهجه جنوبی‌اش داستان

 خواند و دقایقی هم درباره نوشتن سخن گفت.

 

عدنان غریفی که سال‌ها سردبیر، مجری و نویسنده برنامه‌های رادیوی 2 بود، با اجرایی رادیویی داستان

 مرغ عشق ، تقریباً همه داستان‌نویسان را تا پایان داستان روی صندلی‌هاشان میخکوب کرد. گویی برای

 نویسنده‌ای که سال‌ها در خارج از کشور به سر برده و همواره دغدغه‌اش بحران مخاطب و کتاب نخواندن

 ایرانی‌ها بوده است، داستان خواندن برای جمعی که با تمام وجود، گوش شده‌اند، تا داستان بشنوند،

 بهترین خاطره و هدیه از سرزمین مادری خواهد بود، به طوری که او ذوق‌زده شود و بگوید به زودی باز

 می‌گردم تا هم داستان بخوانم و هم بشنوم. او قصد دارد با سفر مجدد به ایران، بیشتر در فضای داستان

 امروز ایران قرار گیرد.

غریفی در سال‌های اخیر به دلیل مشکل بینایی که دارد در هلند بیمه بیکاری می‌گیرد و بیشتر وقتش را

 صرف نوشتن، خواندن و مطالعه نوشته‌های نویسنده‌ها در اینترنت می‌کند. با اینکه او تقریباً نویسنده

 کم‌کاری محسوب می‌شود اما داستان‌هایش به دلیل قدرت و پرداختن به موضوعاتی جذاب و قرار گرفتن

 در جرگه ادبیات بومی جنوب در آنتولوژی‌های داستان منتشر شده‌اند. به گفته او شاید دلیل کم‌کاری او

 دوربودن از سرزمین مادری‌اش و دغدغه‌های مردم ایران باشد. او می‌گوید: هلند تقریباً کشور آزادی است

 که مردم بیشتر دغدغه مدرن دارند و دغدغه آنها اصلاً قابل مقایسه با دغدغه‌های مردم ایران نیست.

 گویی بیشتر نویسندگان برای تغییر جهان می‌نویسند و وقتی موضوعی نباشد که ذهن آنها را درگیر کند،

 گاه به سکوت روی می‌آورند.

مضمون داستان‌های عدنان غریفی پیش از سفر به هلند بیشتر سقوط خانواده‌های ریشه‌دار جنوب و

 حسرت از دست دادن مظاهر زندگی سنتی در هجوم سنت وابسته بود. اما با اقامت در هلند مضمون

 داستان‌های او نیز همانند بسیاری از نویسندگان ادبیات مهاجرت تغییر شکل داد و سقوط خانواده‌های

 ایرانی در خارج از کشور و از دست دادن بسیاری از آرمان‌هایی که برای نسل امروز دیگر جایگاهی ندارد،

 محور داستان‌های او شد. هر چند که او می‌گوید، برایش خود روایت کردن قصه مهم است و هرگز قصد

 ندارد مضمونی را در خلال داستان به خورد مخاطبش بدهد اما معتقد است داستان یک مکعب است و

 هر مخاطبی شاید یکی از اضلاع این معکب را ببیند و شاید بخواهد بیشتر به آن بها بدهد.

غریفی معتقد است، یک نویسنده باید موضوع داشته باشد و دیگر دورانی که نویسنده می‌نوشت تا

 

 خودش بداند، داستان او را به کجا خواهد برد، به سر آمده است. او در داستان «مرغ عشق» هم به

 

 ماجرای خانواده‌ای می‌پردازد که همسایه‌هاشان برای سفری یک ماهه 2 مرغ عشق‌شان را به آنها

 می‌سپارند تا از آنها نگهداری کنند. اما کنجکاوی پسر خانواده آنها را به دردسری می‌اندازد و پسر که به

 هیچ ترفندی به حرف خانواده‌اش اعتنا نمی‌کند، به جای دانه به پرنده‌ها، گوشت می‌دهد و به مرور

 شاهد مسخ شدن پرنده‌ها و تبدیل شدنشان به پرنده‌هایی هستیم که هیچ شباهتی به مرغ عشق

 ندارند.

نویسنده در خلال این داستان اشاره‌هایی به سرزمین مادری و مشکلات میان نسل‌ها و شکافی که

 میان آنها به وجود آمده که گاه پدر و مادرها در دل آرزو می‌کنند هرچه زودتر فرزندان آنها جدا شوند و به

 طور مستقل زندگی کنند و آرمان‌های از دست رفته آدم‌های دهه 40 و50 اشاره می‌کند و ما را با

 واقیعت‌های زندگی مهاجران روبه‌رو می‌کند.

عدنان غریفی که تاکنون مجموعه‌های داستان شنل‌‌پوش درمه، 1350 مرغ عشق (2000 هلند و

1384 تهران)، چهار آپارتمان در تهرانپارس (2000 میلادی هلند، 1385 تهران) و رمان مادر نخل (1384) را

 منتشر کرده است، این روزها قصد دارد با ناشران ایرانی برای انتشار مجموعه شعرهایش وارد گفت وگو

 شود، او10 مجموعه شعر دارد که ترجیح می‌دهد، آنها را برای چاپ آماده کند.

در ابتدای نشست محمد علی با استناد به کتاب فرهنگ ادبیات فارسی نوشته محمد شریفی به معرفی

 اجمالی عدنان غریفی پرداخت. به گفته محمد‌علی، عدنان غریفی یکی از نویسندگان برجسته ادبیات

 بومی جنوب محسوب می‌شود که در کنار ناصر تقوایی، احمد محمود، مسعود میناوی و جمع دیگری از

 نویسندگان جریان ادبیات بومی جنوب را بنا گذاشتند. او زندگی عدنان غریفی را به 3 دوره تقسیم

 

 می‌کند که به گفته محمد‌علی از سال 1384 که دوره سوم زندگی عدنان غریفی شروع می‌شود، شاهد

 تحولی در انتشار آثار، حضور و عرض اندام این نویسنده خواهیم بود.

ادبیات بومی زاییده شرایط اقلیمی خاص است که موضوع موجب پیدایش سبک‌ها و مکتب‌هایی در شعر

 و نثر همچون سبک خراسانی و عراقی در شعر و مکتب جنوب در داستان‌نویسی. به گفته محمد

 محمد‌علی مولفه‌های ادبیات اقلیمی در ایران پیش از انقلاب شامل به‌کارگیری فولکور محل به صورت

 مستند، به کارگیری فضای غریب و مه‌آلود به صورت مستند، بازگشت به سرزمین اصلی، اهمیت‌بخشی

 به خصوصیات بومی و نوشتن درباره موضوعاتی چون فقر شوربختی مردم به صورت مستند بود. این

 نویسنده شرح تجاوز عراق به ایران، جنگ بین سنت و تجدد، سرگردانی بین زیست همزمان سنت‌های

 عجیب گذشته در کنار باورهای امروزی، جایگزینی تخیل به جای مستندنگاری، به کار‌گیری افسانه‌ها و

 ورود ماوراءطبیعه در داستان‌ها را از ویژگی‌های داستان‌های بومی امروز خواند.

این گزارش در روزنامه خبر وخبر آن لاین منتشر شده است.

 

|+| نوشته شده توسط مریم آموسا در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388  |
 احمدرضا احمدی: شعر من را زنان ساختند
کتاب «همه شعرهای من»، سروده احمدرضا احمدی که اواخر سال گذشته در سه جلد توسط نشر

چشمه منتشر شد، دریکی از شب‌های شعر چشمه در خانه هنرمندان رونمایی شد.

این مراسم اولین و تنها مراسم بزرگداشتی بود که برای احمدرضا احمدی و شعرهای او برگزار شد.

 

دو سالن بتهوون و ناصری برای مراسم رونمایی کتاب همه شعرهای من در نظر گرفته شده بود و برخی

ازحاضران هم از طریق تلویزیون مداربسته، این مراسم را دنبال کردند.

در این مراسم، آیدین آغداشلو، محمدهاشم اکبریانی، شهرام اقبال‌زاده، ع. پاشایی، احمد پوری، حسن

 کیائیان، مسعود کیمیایی و خود احمدرضا احمدی سخن گفتند.

سولماز نراقی اجرای این برنامه را برعهده داشت که در فواصل برنامه شعرهای احمدرضا احمدی را خواند.

 

در این مراسم احمد پوری دو شعر از احمدرضا احمدی برای حاضران خواند و شمس لنگرودی دلیل عدم

 اقبال به شعرهای احمدرضا احمدی را در دهه 40 و 50، فضای سیاسی آن دوران دانست.

ادامه این گزارشم را در مردمک بخوانید

|+| نوشته شده توسط مریم آموسا در شنبه پنجم اردیبهشت 1388  |
 
 
بالا