• هنرمندان «ليتواني» در گفت‌وگو با «شرق»:
  • شناخت غربي‌ها از هنر امروز ايران سطحي است
  • مريم آموسا

  • چندي پيش نمايشگاه چيدمان هنرمندان ليتوانيايي با عنوان «خودآيي» با نمايشگاه‌گرداني حجت اماني و «ايگناس كازكويچ» و با حضور«مونيكا زلتاس كيته» و «برونه نوردس كيه» و «ايگناس كازكويچ» از كشور ليتواني در موسسه صبا برپا شد. پيش‌تر حجت اماني هنرمند نقاش و عكاس چيدماني به دعوت مركز مطالعات و فرهنگ و هنر نمايشگاهي در كشور ليتواني برپا كرد. اما اين براي نخستين بار است كه آثار هنرمندان ليتواني در ايران به نمايش درمي‌آيد و بهمن‌ماه نيز قرار است با نمايشگاه‌گرداني «حجت اماني» و «ايگناس كازكويچ» نمايشگاهي از آثار هنرمندان ايراني در ليتواني برپا شود. مجموعه خودآيي هنرمندان ليتواني از بخش‌هاي مستقلي تشكيل شده است كه مهم‌ترين آن چيدماني با عنوان «برابري همگان» نام دارد. پروژه متشكل از چندين بخش مستقل است كه يكي از اين بخش‌ها با بهره‌گيري از تكنيك‌هاي بافندگي و برگرفته از فرش‌هاي ايراني توسط اين هنرمندان ارايه شده است. همزمان با حضور هنرمندان ليتواني گفت‌وگويي با آنها ترتيب داده شده است.

    ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌با توجه به اينكه هر هنرمندي با ارايه اثر هنري قصد دارد صداي خودش را برساند؛ چرا شما براي ارايه اثر هنري به سمت بافته‌ها روي آورديد؟
    مونيكا زلتاس كيته: بافته‌ها و فنون آن براي ما چيز تازه‌اي نيستند. ما هر دو از كارشناسان اين زمينه هستيم و بالاترين درجه هنري ليتواني را در اين رشته داريم. ما در تمام جوانب بافته‌هاي معاصر، به‌صورت عملي مهارت كسب كرده‌ايم و در عين حال در مسير بافته‌هاي تجربي و قديمي ليتوانيايي گام بر نمي‌داريم؛ مسيري كه در آن، بافته‌ها از نظر ظاهري از طريق نقوشِ پارچه‌ مانند تزيين، بافت يا استعاره‌اي از طريق رقابت با گرمي و نرمي و پُرپرزي و لطافت و خوش‌لمسي بافته‌ها به كمك راه‌هاي غيرنساجانه مورد تقليد قرار مي‌گيرند. اين را«فن مولف» مي‌نامند. هنرمنداني كه به چنين فني مي‌رسند، از شيشه، سيم، كاغذ، پلاستيك و ديگر مواد غيرنساجي بافته مي‌سازند. در حال حاضر بافته‌ها براي ما به عنوان يك رسانه و به عنوان تماميتي مجموعه‌اي از روش‌هاي مختلف بيان مطرح است. در ليتواني دانشكده‌هاي مختلفي وجود دارد كه رشته‌هاي تخصصي خودشان را به بافته‌ها اختصاص داده‌اند. ما در اين نمايشگاه به جاي نگاه كلاسيك با نگاهي مدرن و عميق‌تر با بافته‌ها برخورد كرده‌ايم. در كشور ليتواني مثل ايران هنر بافت يك هنر عمومي و ملي است. بافندگي، سنتي كهن است كه ريشه در فرهنگ هنر و زندگي روزمره مردم دارد، اما امروزه با توجه به تدريس اين هنر در مدارس و دانشگاه‌ها اين رشته هنري اين روزها خيلي جدي‌تر دنبال مي‌شود.
    ‌شما با مفهوم بافتن قصد داريد به چه موضوعي اشاره كنيد؟
    ايگناس كازكويچ: تاروپود استعاره‌فربهي است براي سرنوشت بشر و امكان تغيير آن. با تولد، تاري به‌دست شما داده مي‌‌شود كه در طول زندگي مي‌‌توانيد پودي را از آن رد كنيد، اما معمولا اين كار را دگمه‌ها و هنجارهاي اطراف شما برايتان انجام مي‌‌دهند، به اين معني كه انتخاب شما از محيط و از ترسِ خود شما متاثر مي‌‌شود و شما ترجيح مي‌‌دهيد چيزي را انتخاب كنيد كه آشناي شماست و شما به آن خو گرفته‌‌ايد و از امتحان كردن چيزهاي جديد و ناشناخته سرباز مي‌‌زنيد؛ چيزهايي كه شايد بتوانند سرنوشت شما را تغيير دهند. اما بسياري هستند كه اصلا به اين موضوع بي‌اعتنا هستند و هيچ نقشي در سرنوشت خود ايفا نمي‌كنند و به كل خود را به دست سرنوشت سپرده‌اند.
    برونه نوردس كيه: در فضاي هنرمعاصر، بافته نمي‌تواند صرفا يك بافته باشد، فرشينه هم نمي‌تواند صرفِ گره‌خوردگي تاروپودش باشد، سوزن‌دوزي و تكه‌دوزي اثري هنري است اما نه به‌موجب فني كه در آن به‌كار رفته. تكنيك، سبك، مواد و روش كار تنها، ابزاري هستند براي بازگويي داستان‌هايي كه حاضران در نمايشگاه در تجربه‌اي معاشرتي و مشاركتي در كنار هم قرار مي‌دهند. ما به‌ وسيله‌ بافتن چه داستان‌هايي مي‌گوييم؟ از آنجا كه اين چيدمان، حاصل سال‌ها كشف و تجربه‌ فني است، كه تصورات ما هنرمندان و نمايشگاه‌گردان‌ها را به هم مي‌آميزد، مايليم آن را داستانِ تكامل بناميم.
    ‌در چيدمان برابري همگان شما چه هدفي را دنبال مي‌كرديد؟
    ايگناس كازكويچ: ما از زماني كه متولد مي‌شويم تا زمان مرگ‌مان نياز به پوشش داريم و هر مقطعي از زندگي نيز پوشش خاص خودش را دارد. در چيدماني با عنوان«برابري مطلق» يا «برابري همگان» ما نقش مايه‌هاي نخ‌بافته متعددي را با تكنولوژي معاصر تركيب كرده‌ايم. از آنجا كه ما به دنبال ايجاد يك تاثير بصري لمس‌پذير بوديم، بافتني از جايگاه خاصي در اين چيدمان برخوردار بود، چراكه ما پوست انسان را با ارايه اطلاعاتي كه به‌وسيله‌ زندگي به‌شكلي كاملا متمركز درآمده و با امتزاج ماهيت فيزيكي و متافيزيكي آدمي و نيز حضور روزمره، از نو بافته‌ايم؛ ماشين بافنده اين امكان را مي‌دهد كه اين اطلاعات نه تنها براي بيننده قابل فهم‌تر، بلكه ملموس به‌نظر آيد و صميميت و صداقت را به جنبه‌هاي اجتماعي مي‌افزايد كه به معني بازگرداندن آنها به فضايي است كه از آنجا آمده‌اند.
    در اين چيدمان حركت و زوايايي وجود دارد و هر بار كه اين چيدمان با حضور انساني روبه‌رو مي‌شود با توجه به نوع برخوردي كه او با اين اثر هنري مي‌كند برداشت‌ها از آن متفاوت است مثلا وقتي از لابه‌لاي اين لباس‌هاي تولد عبور مي‌كني مي‌تواني حركت و حتي به رقص درآمدن يا حتي تنه زدن آنها را ببيني و مفهوم اين چيدمان با حضور هر فردي بي‌شك متفاوت خواهد بود. ما براي اجراي اين چيدمان در ايران، به سنت نشستن بر سر سفره شام ايراني‌ها توجه داشته‌ايم.
    ‌از وراي اين چيدمان كه با بهره‌گيري از لباس مرگ و تولد به وجود آمده است شما چه هدفي را دنبال كرده‌ايد؟
    برونه نوردس كيه: در ليتواني براي هر دوره زندگي لباسي خاص وجود دارد و هدف ما از برپايي اين چيدمان اين است كه بگوييم همان‌طور كه همه ما در زمان تولد و مرگ لباسي يكسان مي‌پوشيم و در زمان تولد و مرگ با هم يكسان هستيم پس بايد به اصل وجود توجه كنيم و از آن دور نشويم.
    ‌چه شد كه تصميم گرفتيد در يكي از چيدمان‌هاتان از موتيف فرش ايراني بهره بگيريد؟
    برونه نوردس كيه: موتيف اصلي اين كار فرش ايراني است. فرش ايراني به عنوان يك هنر در شرق و غرب شناخته شده است و من از اين موتيف دربرخي از بافته‌هايم همچون قطعه موسيقي كه تكرار مي‌شود، استفاده كرده‌ام. بخشي از هدف من براي استفاده از اين موتيف اين بود كه با تكرار يك ملودي (موتيف) هارموني تغيير مي‌كند و اين تغيير براي همه افراد قابل فهم است و مي‌تواند تصوير يا صداي واحدي را براي آنها به وجود بياورد. با ايجاد بعد در اين بافته‌ها تصميم دارم كه در فرش ايراني و شرقي ساختار‌شكني كنم و نگاه‌ها را نسبت به اين هنر تغيير بدهم كه يك فرش تنها جنبه كاربردي براي مصارف خانگي و تزييني از نظر تابلو برخوردار نيست بلكه مي‌توان از جنبه‌هاي بصري ديگري نيز به آن نگاه كرد. در نگاه كلي فرش ايراني دو بعد دارد قسمتي كه زيباست و روي كار محسوب مي‌شود و قسمتي كه پشت كار است و گره دارد.
    فرش ايراني از نظر تزييني، همواره مورد توجه بوده است و بي‌شك بايد خلق گوبلن در قرن 18 را نيز متاثر از فرشبافي ايراني بدانيم هر چند كه قابليت آنها با هم اصلا قابل قياس نيست. براي استفاده از موتيف فرش در اين بافته چيزي كه براي ما مهم است اين است كه از امكانات دو روي فرش استفاده كنيم و امكان جديدي نيز به اين موتيف اضافه كنيم.
    ‌آيا براي خلق بافته‌ها به تكنولوژي هم توجه داريد؟
    برونه نوردس كيه: بله. براي خلق بافته‌ها، تكنولوژي نقش مهمي را ايفا مي‌كند البته در برخي از موارد براي خلق بافته‌ها از روش‌هاي سنتي پيروي مي‌كنيم، اما اگر نياز باشد بي‌شك از تكنولوژي نيز بهره مي‌گيريم چنانچه استفاده از تكنولوژي در اين رشته هنري بسيار كارآمد و سودبخش است.
    ‌چرا شما براي ارايه اثر هنري‌تان به چيدمان اقبال نشان داده‌ايد؟
    ايگناس كازكويچ: كار ما بستگي به مكاني دارد كه در آن به نمايش گذاشته مي‌شود و بيننده. چيدمان ما هر بار، متفاوت به نظر مي‌رسد. ما به‌دنبال آنيم تا با آگاهي به كشورهاي بسياري با زمينه‌هاي فرهنگي و اوضاع اجتماعي و بيان و فرهنگ هنرپذيري متفاوت سفر كنيم، ما همواره برآنيم تا بيننده را با بيننده‌ ديگري مواجه كنيم كه درون چيدمان‌مان در فضاي نمايشگاه حضوردارد، تا به بخشي از چيدمان تبديل شود و در نتيجه برچسب‌ها و عناوين را تكثير كند. فضاي نمايشگاه اين امكان را ميسر مي‌كند كه بيننده در تماس با بيننده ديگر قرارگيرد. اين خيلي مهم‌تر از آن است كه وي صرفا در جست‌وجوي اثر هنري باشد. در عين حال موجب تاكيد بر ايده ‌بساوايي بصري مي‌شود. ارجاع امروز ما به هنربافته به عنوان يكي از حوزه‌هاي قابل انعطاف و بصري هنر است كه با بيننده ارتباط برقرار مي‌كند. امروزه از هنر بافندگي مي‌توان به‌مثابه‌ نرمش‌پذيرترين فرم و لمسيدني‌ترين ديدني هنري استفاده كرد كه با مخاطب چنان رابطه مي‌سازد كه وي حتي از آن باخبر هم نمي‌شود.
    ‌در جهان چقدر هنر ايران را مي‌شناسند؟
    ايگناس كازكويچ: به نظر من در جهان با هنر قديمي و سنتي ايران آشنا هستند، اما شناخت كمي از هنر معاصر ايران دارند. متاسفانه جهان به سمتي رفته كه همه اخبار سياسي را دنبال مي‌كنند و در چنين شرايطي اخبار فرهنگي همواره تحت‌الشعاع قرار مي‌گيرد و گاه ناديده انگاشته مي‌شود با وجود برپايي حراج‌هاي متعددي كه در اين سال‌ها در منطقه و غرب برپا شده است كه اتفاقا هنر مدرن هم در اين حراجي‌ها ارايه شده اما با اين همه شناخت غربي‌ها از هنر امروز ايران سطحي و ناچيز است.
    ‌آيا همكاري شما با حجت اماني ادامه پيدا خواهد كرد؟
    من و آقاي اماني قصد داريم كه در سال آينده يك پروژه مشترك را با حضور سه هنرمند ديگر برگزار كنيم كه اميدوارم آن نيز با موفقيت به انجام برسد. همچنين در بهمن‌ماه سال‌جاري قصد داريم كه نمايشگاهي متشكل از آثار هنرمندان ايراني با نمايشگاه‌گرداني من و آقاي اماني در ليتواني برپا كنيم كه تاكنون اين نمايشگاه از سوي هنرمندان ايراني با استقبال خوبي روبه‌رو شده است.

http://sharghnewspaper.ir/Page/Paper/91/04/04/9